یعنی چه
کمتجربه به فردی اطلاق میشود که در یک زمینه، شغل، یا موقعیت خاص، دانش عملی و سابقه کافی ندارد. این شخص در آغاز راه مهارتآموزی است و هنوز سرد و گرم روزگار یا حرفه خود را به طور کامل نچشیده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «کَمتَجْرُبِه» است که از دو بخش «کم» و «تجربه» تشکیل میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «کمتجربه» یا «بیتجربه»، کلماتی نظیر ناآزموده، مبتدی، ناشی یا خام نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از واژههای متنوعی بر حسب میزان رسمی بودن متن برای این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی ترکیب قلیلالخبرة دقیقترین معادل و واژه غِرّ پرکاربردترین صفت ادبی برای این معناست.
به ترکی
در ترکی استانبولی کلمات تکسیلابی مانند Toy یا کلمات مشتقی مثل Tecrübesiz برای این مفهوم به کار میروند.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی این صفت شامل واژههایی مانند تازهکار، نوپا، کارنادیده، ناآزموده و خام است که در متون مختلف به جای آن مینشینند.
جمعبندی و توضیح کامل کم تجربه
واژه «کمتجربه» یک صفت مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند «کم» و واژه عربی «تجربه» (از ریشه ج-ر-ب) ساخته شده است. این اصطلاح اشاره به فردی دارد که به دلیل نداشتن ممارست و آزمایش کافی در یک حوزه، هنوز به پختگی و مهارت کامل دست نیافته است و در آغاز مسیر یادگیری قرار دارد.
در فرهنگ و ادبیات، معمولاً مفاهیمی چون میوه نارس، شاخه جوان یا رنگ سبز نمادهای طبیعی این واژه به شمار میروند؛ چرا که نشاندهنده پتانسیل رشد در آینده و نیاز کنونی به آموزش و هدایت هستند. در مقابل این واژه، مفاهیمی چون کارکشته، مجرب و باتجربه قرار میگیرند که نشاندهنده به ثمر نشستن مهارتها هستند.