یعنی چه
واژهٔ «بشتمه» در فرهنگ لغات استاندارد فارسی معیار (مانند دهخدا و معین) ثبت نشده است. این کلمه دو وجه تسمیه و کاربرد احتمالی دارد: نخست در گویش مازندرانی (طبری) که یک فعل ماضی ساده به معنای «گذاشتم» یا «رها کردم» است. دوم، در متون کهن پزشکی و لغوی که احتمال دارد شکلِ دگرگونشده یا تحریفشدهٔ واژهٔ «بشمه» یا «بشیمه» به معنی پوست خام و دباغینشده یا نوعی دانه دارویی (سیاهدانه) باشد.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه بر اساس کاربرد زندهٔ آن در گویش مازندرانی به صورت «بِشتِمه» (bēštĕmĕ) با کسرهٔ حروف اول و دوم است. در صورتی که آن را ریشه گرفته از واژه کهن «بشمه» بدانیم، تلفظ آن به صورت «بَشتَمه» خواهد بود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه دقیقاً ۵ حرف دارد. اگر به عنوان فعل مازندرانی به معنی گذاشتم مد نظر باشد، پاسخ خودِ «بشتمه» است و اگر به عنوان پوست خام مد نظر باشد، واژههای همردیف آن «بشمه» یا «چرم خام» هستند.
به انگلیسی
با توجه به دوگانه بودن ریشه، معادل انگلیسی آن در اصطلاحات چرمسازی معادل پوست فرآورینشده است و در ساختار دستوری گویشی، معادل فعل گذشتن و رها کردن میباشد.
به فارسی
برگردان این واژه به فارسی معیار بر اساس ریشههای محتمل شامل «پوست دباغینشده»، «چرم خام» و در وجه فعلی معادل «گذاشتم»، «باقی گذاشتم» یا «کنار گذاشتم» میشود.
نماد چیست
این واژه در ادبیات رسمی نمادگرایی خاصی ندارد؛ اما در صورت استفاده استعاری از ریشه کهن آن (بشمه)، میتواند نمادی از ناپختگی، دستنخورده بودن، حالت اولیه و فرآورینشدهٔ یک شیء یا مفهوم باشد.
جمعبندی و توضیح کامل بشتمه
واژهٔ «بشتمه» از جمله کلماتی است که در واژهنامههای رسمی و معیار زبان فارسی مانند دهخدا، عمید یا معین مدخل مستقلی ندارد. بررسیهای زبانشناختی نشان میدهد که این کلمه ماهیتی دوگانه دارد؛ از یک سو در زبان و گویش مازندرانی یک فعل کاملاً رایج و زنده به معنای «گذاشتم» یا «رها کردم» است که در اشعار و ترانههای محلی طبری به وفور به کار میرود.
از سوی دیگر، در متون کهن لغوی و طب سنتی، احتمال دارد که این واژه شکلِ تصحیحنشده یا دگرگونشدهٔ واژههای «بشمه» یا «بشیمه» باشد که به معنی پوست دباغینشده، چرم خام یا در مواردی دانه دارویی شونیز (سیاهدانه) به کار میرفته است. همچنین احتمال خطای نوشتاری از کلمه عربی «مشتَمة» (به معنی دشنام) نیز درباره آن مطرح است.
بنابراین هنگام مواجهه با این کلمه در جدول یا متون، باید به سیاق متن توجه کرد. اگر کاربرد محلی مد نظر باشد، معنای فعلی (گذاشتن) و اگر متون کهن فرآوری پوست مد نظر باشد، معنای چرم خام و ناتراشیده برای آن استخراج میشود.