معنی
طشت (که به صورت تشت نیز نوشته میشود) ظرفی فلزی، بزرگ و پهن با لبههای کوتاه است که در گذشته و امروز برای شستشوی لباس، ظروف، یا دست و رو (لگن رختشویی) مورد استفاده قرار میگیرد. در متون کهن به معنای سینی بزرگ نیز آمده است.
یعنی چه
این واژه اشاره به نوعی ظرف ذات دارد که به عنوان ابزار کاربردی خانه جهت نظافت، تجمع آب یا تطهیر شناخته میشود. در اصطلاحات کنایی ادبیات، به آسمان یا خورشید نیز تعبیر شده است.
مترادف
این کلمات بیشترین شباهت معنایی را به واژه طشت دارند و به ظروف پهن و بزرگ نظافتی اشاره میکنند.
متضاد
برای این واژه متضاد مستقیم و رایجی در زبان فارسی وجود ندارد، زیرا نام یک شیء (اسم ذات) است.
هم خانواده
واژههایی که از نظر ریشه لغوی، ساختار صوتی یا کاربرد تصغیر با طشت در ارتباط هستند.
ریشه
این واژه اصالتاً ایرانی و متعلق به پارسی باستان (اوستایی: تَشته) و فارسی میانه (پهلوی: tašt) است. پس از ورود به زبان عربی به دلیل قواعد تعریب با حرف «ط» به صورت «طشت» یا «طست» نوشته شد و مجدداً با همین املای معرب به فارسی معیار بازگشت.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه معمولاً ۳ حرفی است و به صورت «طشت» یا املای دیگر آن «تشت» پذیرفته میشود.
به انگلیسی
این واژهها در زبان انگلیسی برای توصیف ظروف بزرگ و گود مخصوص شستوشو به کار میروند.
به عربی
واژه طشت خود یک کلمه معرب از فارسی است که در زبان عربی با همین ساختار یا با حرف سین استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل طشت
واژه «طشت» یا «تشت» از ابزارهای اصیل و کهن خانگی در فرهنگ ایرانی است که ریشه در پارسی باستان و زبان پهلوی دارد. این واژه پس از ورود به زبان عربی دچار تغییر املایی (تعریب) شد و با حرف «ط» مجدداً به ادبیات فارسی بازگشت. کاربرد اصلی آن، ظرفی پهن و فلزی برای نظافت و شستوشو است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، طشت فراتر از یک ابزار ساده ظاهر شده است؛ ضربالمثل معروف «طشتش از بام افتاد» کنایه از افشای راز و رسوایی پر سروصدا است. همچنین شاعران کلاسیک از اصطلاحاتی مانند «طشت سرنگون» برای آسمان و «طشت زرین» برای خورشید استفاده کردهاند که نشاندهنده عمق نفوذ این واژه در تصویرسازیهای ادبی است.