معنی
«رطب خورده» در لغت به معنی کسی است که خرمای تازه و رسیده خورده است. در مفهوم کنایی و اصطلاحی، به فردی اشاره دارد که خودش مرتکب کار یا خطایی شده، اما دیگران را از انجام همان کار منع یا سرزنش میکند؛ این اصطلاح مظهر عدم تطابق قول و فعل است.
یعنی چه
این عبارت بخشی از ضربالمثل معروف «رطبخورده، منع رطب چون کند؟» است. زمانی استفاده میشود که شخصی با وجود داشتن نقطهضعف یا انجام یک کار نادرست، تلاش میکند دیگران را پند دهد یا از آن کار بازدارد، که در این حالت سخن او بیتأثیر خواهد بود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «رَطَبْ خُورْدَه» (ra-tab khorde) است که واژه اول آن ریشه عربی و واژه دوم فارسی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی به عنوان راهنما مانند «منعکننده خرما» یا «کنایه از عالم بیعمل» میآید که پاسخ اصلی آن «رطب خورده» با ۸ حرف است.
به عربی
برای معادل مفهومی در زبان عربی میتوان به آیه شریفه «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ» نیز اشاره کرد که بیدارکننده وجدان کنایه از عمل نکردن به گفتار است.
به فارسی
معادلهای اصیل و کنایی فارسی آن واژهها و ترکیبهایی همچون «واعظِ غیرمتعظ»، «زنبور بیعسل»، «سخنپرداز بیعمل» و «خودسرزنشکن» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل رطب خورده
عبارت «رطب خورده» بیش از آنکه یک واژه مستقل باشد، پارهای از یک ضربالمثل کهن و اصیل فارسی است که ریشه در داستانهای پندآموز اخلاقی دارد. این اصطلاح به زیبایی تناقض میان گفتار و رفتار انسانها را به تصویر میکشد و به ما یادآور میشود که شرط اول تأثیرگذاری سخن و نصیحت بر دیگران، پایبندی خودِ فرد به آن اصول است.
در فرهنگ عامه و ادبیات ایران، این تعبیر به عنوان نمادی برای نقد ریاکاری، عالم بیعمل و مصلحانِ خودخواه به کار میرود. ریشه واژگانی آن به کلمه «رطب» به معنای خرمای تازه و آبدار بازمیگردد که به دلیل رطوبت بالایش به این نام خوانده میشود و در قرآن کریم نیز از آن یاد شده است.