یعنی چه
عبارت «گوش کمیاب» یک ترکیب اصطلاحی ثبتشده یا مدخل مستقل در لغتنامههای معتبر زبان فارسی نیست. این عبارت از ترکیب دو واژه مستقل «گوش» (عضو شنوایی) و «کمیاب» (نادر و نایاب) تشکیل شده است و معنای آن بستگی به متن دارد؛ عموماً به گوش یا حس شنوایی خاص، استثنایی یا متمایز اشاره میکند که بهراحتی یافت نمیشود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب از واژهٔ «گوش» با ضمهٔ پایانی به دلیل نقش اضافه (گوشِ) و واژهٔ «کمیاب» با فتحهی کاف و سکون میم تشکیل شده است.
در جدول
این عبارت در جدولهای متقاطع تعاملی دقیقاً هشت حرف دارد و پاسخ آن بر اساس تعداد حروف و خانهها مشخص میشود.
به انگلیسی
از آنجا که این اصطلاح در فارسی رایج نیست، معادل انگلیسی آن نیز صرفاً یک ترجمه ساختاری و تحتاللفظی است و کاربرد اصطلاحی استاندارد ندارد.
در قرآن
ترکیب «گوش کمیاب» در متن قرآن کریم وجود ندارد. واژههای مربوط به شنوایی مانند «أذن» (گوش) و «سمع» (شنیدن) بارها در آیات ذکر شدهاند، اما صفت کمیاب برای آنها به کار نرفته است.
نماد چیست
در متون ادبی و استعاری، این اصطلاح میتواند مجاز یا نمادی از یک گوش محرم، رازنگهدار، یا فردی با توانایی و درک شنیداری بسیار بالا و استثنایی باشد که سخنان خاص را میشنود و درک میکند.
جمعبندی و توضیح کامل گوش کمیاب
عبارت «گوش کمیاب» یک واژه واحد یا اصطلاح شناختهشده در ادبیات کلاسیک و معاصر فارسی به شمار نمیرود. این ترکیب حاصل کنار هم قرار گرفتن واژه اصیل «گوش» و صفت مرکب «کمیاب» (کم + یاب، از ریشه یافتن) است. به همین دلیل، معنای مستقلی در لغتنامهها برای آن تعریف نشده و فهم آن کاملاً به بافتار جملهای که در آن به کار رفته وابسته است.
در صورتی که با این عبارت مواجه شدهاید، به احتمال زیاد با یک ترکیب توصیفی شاعرانه، یک ترجمه تحتاللفظی از زبانی دیگر یا یک اشتباه نوشتاری و شنیداری روبهرو هستید. در نگاهی واژهشناسی، اجزای آن کاملاً فصیح هستند اما ترکیب آنها کاربرد اصطلاحی متداول ندارد.