یعنی چه
این ترکیب یک اصطلاح کنایی و کهن در زبان فارسی است که دو معنای عمده دارد؛ نخست به معنی برپا کردن ستیزه، مرافعه و غوغا است و دوم به معنی طرح دعوی و صادر کردن یا پیش بردن حکم قضاوت و تظلمخواهی نزد قاضی یا پروردگار به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «داوَری اَفکَندَن» (dā-va-rī af-kan-dan) است.
در جدول
پاسخ دقیق جدول برای این عبارت ۱۱ حرفی، خود واژه «داوری افکندن» یا مفاهیمی چون «مرافعه کردن» است.
به انگلیسی
بسته به متن، معادلهای انگلیسی آن شامل اصطلاحات مربوط به شروع نزاع یا ثبت دادخواهی و قضاوت است.
به عربی
در زبان عربی از واژگان مرتبط با آغاز دعوا یا فرآیند حکمیت و تحکیم استفاده میشود.
در قرآن
این ترکیب ترکیبی کاملاً فارسی و ادبی است و به صورت لفظی در قرآن کریم وجود ندارد؛ اما از نظر مفهومی با اصطلاحاتی چون «تَحاکُم» (داوری بردن پیش کسی) یا آیه «إن الله يحكم بينكم» در باب قضاوت الهی و همچنین مفهوم خصومت همپوشانی دارد.
نماد چیست
به اعتبار بخش اول (داوری)، نماد آن ترازوی عدالت، چکش قاضی و چشمبسته بودن فرشته قضاوت است؛ اما به اعتبار بخش دوم (افکندن به معنای برپا کردن غوغا)، میتواند نمادی از افروختن جرقه نزاع و مرافعه باشد.
جمعبندی و توضیح کامل داوری افکندن
عبارت «داوری افکندن» یک ترکیب کنایی، کهن و فصیح در ادبیات پارسی است که از دو جزء «داور» (ریشه پهلوی dātobar به معنی مجری قانون) و «افکندن» (به معنی انداختن و برپا کردن) شکل گرفته است. این اصطلاح در متون کلاسیک همچون شاهنامه فردوسی به کار رفته و عمدتاً دو رویه معنایی دارد: یکی به معنی برپا کردن ستیزه و مرافعه، و دیگری به معنی شکایت بردن و تقاضای دادرسی و صدور حکم نزد خداوند یا قاضی.
در زبان فارسی امروز، این ترکیب کاربرد روزمره خود را از دست داده و جای خود را به عبارات سادهتری مانند «داوری کردن»، «قضاوت کردن»، «دادخواهی کردن» یا «مرافعه راه انداختن» داده است. با این حال، شناخت آن به درک بهتر اشعار و متون کهن کمک شایانی میکند.