یعنی چه
علف قوش در واژهنامههای سنتی و فرهنگهای فارسی (مانند لغتنامه دهخدا) نام دیگر گیاه «بارهنگ» یا «لسانالحمل» است. این گیاه علفی و چندساله، برگهای پهنی دارد که روی زمین گسترده میشوند و در طب سنتی از برگ و دانه آن برای درمان سرفه، تسکین التهاب و التیام زخمها استفاده میشود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «عَلَف» (با فتح عین و لام) و «قوش» (با ضمه قاف و واو مجهول) تشکیل شده است که به صورت اضافه به یکدیگر متصل میشوند.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه ۶ حرفی «علف قوش» به عنوان نام قدیمی یا مترادف گیاه بارهنگ و لسانالحمل از طراحان سؤال پرسیده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به این گیاه Broadleaf plantain یا Greater plantain گفته میشود که نام علمی و اصطلاحی آن Plantago major است.
به فارسی
معادلهای فارسی امروزی و رایج این واژه شامل «بارهنگ»، «بارتنگ» و در برخی گویشها «کاردی» یا «بارتنگ پهنبرگ» است.
نماد چیست
علف قوش یا همان بارهنگ در فرهنگ عامه و باورهای کهن سنتی، به دلیل کاربرد گستردهاش در پانسمان جراحات و مداوای چشم پرندگان شکاری (قوش)، نمادی از التیام، بهبود و درمانبخشی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل علف قوش
واژه «علف قوش» یک اصطلاح کهن و مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب «علف» (عربی) و «قوش» (ترکی، به معنی پرنده شکاری) ساخته شده است. بررسی فرهنگهای لغت معتبر نشان میدهد که این نام در گذشته برای اشاره به گیاه دارویی معروف «بارهنگ» یا «لسانالحمل» به کار میرفته است. وجه تسمیه آن احتمالاً به کاربرد درمانی این گیاه در مداوای زخمها و بیماریهای چشم پرندگان شکاری مانند قوش بازمیگردد.
این گیاه با برگهای پهن و طوقهای خود شناخته میشود و دانههای ریز قهوهای رنگی دارد که امروزه نیز در طب سنتی ایران جایگاه ویژهای دارد. اگرچه امروزه نام بارهنگ بسیار رایجتر است، اما کلمه علف قوش کماکان در ادبیات کهن پزشکی و به عنوان یک گزینهی ۶ حرفی محبوب در جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد.