یعنی چه
نقیبت در لغت به چند معنای ظریف به کار میرود؛ از جمله خردمندی و هوش در اداره امور، روانی و کارگر بودن نظر و تصمیم (نفاذ رأی)، سرشت و طبیعت فرد، و همچنین صفت یا مقام نقیب بودن که همان بزرگی نمودن بر قوم و سرپرستی جامعه است.
تلفظ
این واژه به صورت مَفتوح در حرف اول (نَ)، مکسور در حرف دوم (قیـ) و مفتوح در حرف سوم (بَ) یعنی نَ-قی-بَت تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه نقیبت به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای طراحان کاربرد دارد و کلماتی چون خرد، سرشت و رهبری از گزینههای جایگزین آن هستند.
به انگلیسی
بسته به متن و سیاق کلام، واژه نقیبت به مفاهیمی چون هوش مدیریتی، رهبری یا ذات و طبیعت فرد اشاره دارد.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ نیز به معنای عقل، تدبیر و خوی انسان به کار میرود.
به فارسی
برابرهای پارسی این واژه شامل خردمندی، نفاذ رأی، کاردانی، منش، خو، ذات، پیشوایی و سرپرستی گروهی از مردم است.
نماد چیست
در فرهنگ و سنتهای تاریخی، این واژه یادآور مفاهیمی چون هدایت جامعه، آگاهی عمیق از احوال مردم، و داشتن سرشت پاک و مبارک است؛ چنانکه ترکیب «میمونالنقیبت» به معنای خوشذات و فرخندهپی به کار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل نقیبت
واژه نقیبت یک واژه وامگرفته از زبان عربی است که در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا، معین و عمید جایگاه ویژهای دارد. این کلمه دو شاخه معنایی عمده دارد؛ اول به ویژگیهای درونی فرد مانند خردمندی، هوش، تدبیر، نفاذ رأی و سرشت و طبیعت اخلاقی او اشاره میکند و دوم به جنبههای ساختار اجتماعی و مدیریتی یعنی مقام نقیب بودن، سرپرستی و رهبری یک قوم بازمیگردد.
اگرچه خود این صورت واژه در متن قرآن نیامده، اما همخانوادههای آن مانند «نقیب» (به معنی رهبر و سرپرست) در متون اصیل دینی و ادبیات کلاسیک فارسی کاربرد فراوان دارند. در زبان ادبی فارسی، از این واژه ترکیبهای ستایشی زیبایی چون «میمونالنقیبت» ساخته شده که برای توصیف افراد خوشنام، کاردان و دارای ذات مبارک استفاده میشده است.