یعنی چه
این واژه در زیستشناسی و علوم طبیعی به سلول، موجود زنده یا خاکی اشاره دارد که فرایند لقاح یا غنیسازی در آن انجام شده و اکنون توانایی تولید مثل، زایش یا پرثمر شدن را پیدا کرده است. این حالت سرآغاز یک حیات یا رویش جدید به شمار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «بارْوَر شُدِه» است که از دو بخش «بارْوَر» (صفت) و «شُدِه» (فعل وجهی/مفعولی) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف و طراح جدول میتواند «بارور شده» (۸ حرف)، «ملقح» (۴ حرف) یا «لقاح یافته» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به زمینه متن (پزشکی، کشاورزی یا عمومی) از معادلهای فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح مُلَقَّح برای جانداران و مُخْصَب بیشتر برای زمین و ابرها کاربرد دارد.
به فارسی
واژگان مترادف فارسی شامل لقاحیافته، باردار و آبستن (در انسان و دام) و حاصلخیز، باثمر و پرثمر (در گیاهان و خاک) هستند. متضادهای آن نیز سترون، عقیم، نابارور و بیبر میباشند. این کلمه از ریشه فارسی «بار» (ثمر/حمل) + پسوند دارندگی «ور» ساخته شده است.
نماد چیست
در اسطورهشناسی، ادبیات و فرهنگ عامه، مفهوم بارور شدن نماد آغاز حیات، زایش، برکت و تواضع است؛ همانطور که در ایران باستان، زمین بارور (اسپندارمد) را مظهر فروتنی، شکوفایی و بخشندگی میدانستند.
جمعبندی و توضیح کامل بارور شده
واژهٔ «بارور شده» یک صفت مفعولی اصیل فارسی است که از ترکیب اسم «بار» به معنای میوه و ثمر، همراه با پسوند صفتساز «ور» و فعل شبهمعین «شدن» پدید آمده است. این اصطلاح دامنهٔ کاربرد گستردهای از زیستشناسی و پزشکی گرفته تا کشاورزی و ادبیات دارد. در مباحث علمی به سلول یا موجودی اشاره دارد که فرآیند تلقیح را پشت سر گذاشته و آمادهٔ تولید مثل است، و در طبیعت به زمین یا گیاهی اطلاق میشود که به مرحلهٔ حاصلخیزی و ثمردهی رسیده است.
اگرچه خود این واژهٔ فارسی به صورت مستقیم در متون کهن مذهبی مانند قرآن نیامده، اما مفاهیم بنیادین مرتبط با آن مانند لقاح گیاهان و ابرها تحت واژگانی نظیر «لواقح» (بارورکنندهها) به طور دقیق مورد توجه قرار گرفته است. این مفهوم در ساختار فکری و نمادین جوامع مختلف، همواره تداعیکننده برکت، فراوانی، آفرینشگری و پویایی حیات بوده است.