یعنی چه
این عبارت ترکیبی و کهن در متون ادبی و مکاتبات رسمی به معنی در معرض بخشش و مصرف قرار گرفتن، اختصاص یافتن یا هزینه شدن چیزی (مانند نیرو، مال یا توجه) برای هدفی خاص است.
تلفظ
تلفظ صحیح واژهٔ اول با فتح میم و سکون باء و ضم ذال (مَبْذول) و واژهٔ دوم با کسر الف و سکون فاء (اِفْتادَنْ) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول عبارت «مبذول افتادن» با ۱۱ حرف است. همچنین معادلهای کوتاهتر آن مانند «بذل شدن» نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، عباراتی که مفهوم اعطا کردن بزرگوارانه یا صرف کردن انرژی و زمان را برسانند به عنوان معادل استفاده میشوند.
به عربی
واژهٔ مبذول خود ریشهٔ ثلاثی مجرد عربی (ب ذ ل) دارد و در این زبان به عنوان اسم مفعول به معنی بخشیده شده یا مصرف شده به کار میرود.
به فارسی
معادلهای روان و سره فارسی یا ترکیبهای رایج هممعنی شامل مواردی چون رواداشتن، روامدارا، بخشیده شدن، اختصاص یافتن و صرف شدن است.
نماد چیست
این اصطلاح مابازای مادی یا سمبلیک خاصی در طبیعت ندارد، اما در ادبیات اداری و دیوانی نمادی از بخششِ بیدریغ، توجه ملوکانه و صرفنظر کردن از مال یا توان برای هدفی والا به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مبذول افتادن
عبارت ترکیبی و کهن «مبذول افتادن» از ترکیب اسم مفعول عربی «مبذول» (از ریشه بذل به معنی بخشیدن و دادن با میل) و فعل کمکی فارسی «افتادن» (در معنای شدن یا پدید آمدن) ساخته شده است. این اصطلاح واژهای کاملاً کلاسیک و رسمی است که بیشتر در متون کهن ادبی، مکاتبات دیوانی و نامهنگاریهای اداری برای بیان مفاهیمی چون صرف شدن، اعطا شدن و مورد عنایت قرار گرفتن استفاده میشود.
زمانی که گفته میشود «توجه یا تلاش لازم مبذول افتاد»، به این معناست که آن نیرو یا توجه به طور کامل و بزرگوارانه در راه هدفِ مشخصی هزینه و صرف شده است. در مقابل این واژه، مفاهیمی چون دریغ شدن، امساک یا مضایقه قرار دارند که نشاندهنده خودداری از بخشش یا صرف نیرو هستند.
در ساختار واژهشناسی، همخانوادههای این عبارت شامل واژگانی چون بذل، باذل و حتی مبتذل (به معنی چیزی که زیاد بخشیده شده و دمدست قرار گرفته) هستند. این عبارت به دلیل ساختار فارسی آن در متن قرآن وجود ندارد و حتی ریشهٔ عربی آن نیز در قرآن به کار نرفته است، چرا که برای مفهوم بخشش در متن وحی بیشتر از ریشههایی مانند نفق و عطو استفاده شده است.