معنی
اقبال در اصل به معنی روی آوردن و متوجه شدن به چیزی است و در اصطلاح به بخت، طالع، نیکبختی و بهروزی اشاره دارد. همچنین در بافتهای حقوقی قدیم به معنای اعتراف و پذیرش نیز به کار رفته است.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی اقبال دارد، یعنی سرنوشت و بخت به او رو کرده است و در کارهایش با موفقیت، شانس و کامیابی مواجه میشود.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه از ریشه عربی «قبل» گرفته شده است که مفهوم محوری آن رو آوردن، پذیرفتن و مقابل شدن است. در زبان فارسی به عنوان اسم معنی برای بخت و طالع خوش جا افتاده است.
جمله سازی
در جدول
واژه اقبال دقیقاً ۵ حرف دارد و در حل جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان هممعنی خوششانسی، طالع، دولت یا بخت نیک از طراحان پرسیده میشود.
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل اقبال
واژه «اقبال» یکی از مفاهیم کلیدی در ادبیات، فرهنگ و باورهای عامیانه فارسی است که ریشه در مفهوم «رو آوردن» دارد. زمانی که بخت، ثروت، یا شرایط مساعد به فردی رو میکند، در اصطلاح میگویند او دارای اقبال یا خوشاقبال است. نقطه مقابل این مفهوم، «ادبار» به معنای پشت کردنِ بخت و روی آوردن سختیهاست.
در حوزه نمادشناسی فرهنگی، هرچند اقبال شکل مادی مستقلی ندارد، اما در ادبیات کلاسیک ما دوشادوش پرندههای اساطیری مانند «هما» (مرغ سعادت) یا بازهای سپید شاهی مینشیند که فرود آمدنشان بر شانه کسی، نشانهای از نیکبختی و پادشاهی ابدی بوده است.
علاوه بر این، در تاریخ معاصر و فرهنگ شبهقاره و ایران، نام «علامه اقبال لاهوری» پیوندی عمیق میان این واژه با مفاهیمی همچون بیداری، خودآگاهی، رشد فکری و شکوفایی جوامع اسلامی ایجاد کرده و به آن ابعادی فلسفی و حماسی بخشیده است.