یعنی چه
«بنوازد» فعل مضارع التزامی یا مضارع اخباری (به سبک کهن) از مصدر «نواختن» است. این واژه در زبان فارسی چند معنای اصلی دارد: اول، به صدا درآوردن و نواختن یک ساز موسیقی؛ دوم، دست محبت بر سر کسی کشیدن و نوازش کردن؛ سوم، دلجویی، مهربانی، تفقد و بخشش کردن در حق دیگران؛ و در برخی متون کهن نیز به معنی کوبیدن و زدن (مانند تازیانه یا سیلی) به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت بِنوازد (be-navāzad) است که از پیشوند وجهی «بِـ» و بن مضارع «نواز» همراه با شناسه شخص «ـَد» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «ساز بزند»، «نوازش کند» یا «دلجویی کند» به صورت یک فعل ۶ حرفی، کلمه «بنوازد» قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به متن و سیاق کلام، معادلهای انگلیسی آن برای موسیقی فعل to play و برای مفاهیم عاطفی افعال to caress یا to soothe هستند.
به فارسی
برگردانها و واژههای جایگزینِ هممعنی این فعل در فارسی شامل مواردی چون «بنوازش کند»، «ساز بزند»، «تفقد کند»، «مهر ورزد» و «دلنوازی کند» است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات غنی فارسی، واژه «بنوازد» و اصطلاحاتی چون «دل را بنوازد» نمادی از مهربانی، آرامشبخشی، طنینانداز شدن هنر موسیقی و تسکین دادن به روح و روان انسانهای رنجدیده است.
جمعبندی و توضیح کامل بنوازد
واژه «بنوازد» یک فعل اصیل پارسی با ریشهای کهن در زبان پهلوی (nivāzidan) است که سیر تطور آن نشاندهنده پیوند عمیق مفاهیم هنری و عاطفی در فرهنگ ایرانی است. این واژه از یک سو با دنیای موسیقی و به صدا درآوردن سازها گره خورده و از سوی دیگر، عالیترین تجلیات عاطفی مانند محبت، دستنوازی و تفقد را بازتاب میدهد.
ساختار صرفی این کلمه شامل پیشوند «بـ» بر سر بن مضارع «نواز» است که در ادبیات کلاسیک هم به عنوان مضارع التزامی و هم به جای مضارع اخباری (بدون می) کاربرد فراوان داشته است. فراوانی استفاده از این بن در واژگان ترکیبی نظیر دلنواز یا مهماننواز، جایگاه نمادین آن را در ارزشهای فرهنگی ایران به خوبی نشان میدهد.