یعنی چه
ستوه شدن یا به ستوه آمدن در زبان فارسی به معنای خسته شدن، ملول شدن و به تنگ آمدن از وضعیتی آزاردهنده است. زمانی که فرد دیگر تاب و توان خود را در برابر مشکلات، رنجها یا تکرار یک مسئله از دست میدهد و به مرز فرسودگی روانی میرسد، میگویند دچار ستوه شده است. این واژه حالتی از درماندگی را نشان میدهد که صبر انسان به پایان رسیده است.
تلفظ
واژه «ستوه» با فتح سین و ضم تاء تلفظ میشود (سَتوُه). در واژهنامهها تلفظ دقیق آن به صورت [satōh] ثبت شده است که با فعل خطی «شدن» ترکیب مصدر مرکب را میسازد.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول عبارت «ستوه شدن» است که دقیقاً ۷ حرف دارد. همچنین واژههای مترادفی چون ستوه (۴ حرف)، عاجز شدن و ملول شدن نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن و بافت متن، عبارات متفاوتی استفاده میشود. رایجترین معادل عامیانه آن To get fed up است و در متون رسمیتر از واژگانی مثل weariness یا fatigue استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم به ستوه آمدن با ریشههایی چون «ضجر» (به تنگ آمدن و بیحوصله شدن) یا «عجز» (درماندگی) بیان میشود که قرابت معنایی بالایی با این مصدر فارسی دارند.
نماد چیست
ستوه شدن در فرهنگ و ادبیات فارسی نمادی از فرسودگی روحی و به پایان رسیدن ظرفیت صبر است. در نقطه مقابل آن، واژه «نستوه» قرار دارد که با نمادهایی چون «کوه» شناخته میشود و مظهر استقامت، پایداری و خستگیناپذیری در برابر ناملایمات چرخ و روزگار است.
جمعبندی و توضیح کامل ستوه شدن
عبارت «ستوه شدن» یا همان «به ستوه آمدن»، یک مصدر مرکب اصیل فارسی با ریشهای کهن در زبان پهلوی (فارسی میانه) است. این واژه به خوبی حالات روانی انسان را در مواجهه با فشارهای مداوم، رنجهای تکراری و ناملایمات زندگی توصیف میکند؛ حالتی که در آن فرد احساس عجز، درماندگی و بیحوصلگی شدید کرده و دیگر قوانی برای ادامه دادن یا تاب آوردن در خود نمیبیند.
در ادبیات کلاسیک ما، این واژه کاربرد فراوانی داشته و شاعران همواره انسانها را به پایداری تشویق میکردند تا در برابر سختیها دچار ستوه نشوند. مفهوم مقابل آن، یعنی «نستوه»، صفت برجستهای برای قهرمانان و انسانهای مقاوم است که هرگز تسلیم خستگی و ناامیدی نمیشوند. این واژه در قرآن کریم به صورت مستقیم نیامده است اما مفاهیم مترادف آن در قالب واژگان عربی به چشم میخورد.