یعنی چه
این اصطلاح در تداول عامیانه به معنای رها و بیسرنوشت ماندن در حالت انتظارِ بینتیجه، بیهوده معطل شدن یا گذاشته شدن بدون تکلیف و علافی است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب عامیانه به صورت واژهربطِ «وِل» (با سکون لام) و «مُعَطْطَل» (با تشدید و فتح طاء) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این اصطلاح در جدول ۶ حرف دارد که خود کلمه است. از دیگر پاسخهای مشابه میتوان به بلاتکلیف، سرگردان یا علاف اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این حالت از اصطلاحات کنایی مربوط به تعلیق و انتظار بیفایده استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی معادلهایی که مفهوم تعلیق، رهاشدگی و سرگردانی بدون تصمیمگیری را برسانند به کار میروند.
به فارسی
مترادفهای فارسی و عامیانه این عبارت شامل واژههایی چون بلاتکلیف، سرگردان، عاطل و باطل، دستازپادرازتر، معلق و علاف است.
جمعبندی و توضیح کامل ول معطل
اصطلاح عامیانه و کنایی «ول معطل» از ترکیب دو واژه با ریشههای متفاوت ساخته شده است؛ «وِل» که واژهای فارسی به معنای رها و بیبندوبار است و «معطّل» که واژهای عربی (اسم مفعول از ریشه ع-ط-ل) به معنی بیکار و فروگذاشته شده است. ترکیب این دو در فرهنگ فولکلور و گفتاری فارسی، عبارتی کاملاً اصیل را پدید آورده که نشاندهنده وضعیت فرد یا کاری است که بدون تکلیف روشن رها شده است.
این عبارت در موقعیتهایی به کار میرود که فرد وقت خود را بیهوده تلف میکند یا در یک سیستم اداری و اجتماعی، بدون دریافت پاسخ مشخصی سردرگم و منتظر میماند. این اصطلاح فاقد ریشه کلاسیک در متون کهن است اما به خوبی حس تعلیق، بینظمی و بیسرانجامی را در زبان روزمره منتقل میکند.