یعنی چه
این اصطلاح به ویژگی، حالت یا اصلی حقوقی و سیاسی اشاره دارد که بر اساس آن، قوانین، حاکمیت، اختیارات یا مجازاتهای یک کشور یا دولت، صرفاً در محدوده مرزهای جغرافیایی و خاک همان کشور معتبر و قابل اجراست و به خارج از آن تسری نمییابد. این مفهوم نشاندهنده وابستگی یک پدیده یا قاعدهی حقوقی به قلمرویی مشخص است.
تلفظ
این عبارت از ترکیب واژه «سَرزَمین» به همراه یاء نسبت «ی» و مصدر «بودن» ساخته شده است و به صورت سَرزَمینی بودن تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «سرزمینی بودن» به عنوان یک پاسخ ۱۱ حرفی برای اشاره به ویژگی درونمرزی قوانین یا وابستگی قلمروی شناخته میشود.
به انگلیسی
در متون حقوقی و سیاسی بینالمللی، مفهوم سرزمینی بودن قوانین یا حاکمیت با واژه Territoriality یا Principle of territoriality شناخته میشود.
به عربی
در فقه حقوقی کشورهای عربی، برای بیان این مفهوم از واژه «الإقليمية» استفاده میشود؛ مانند «مبدأ إقليمية القوانين» که معادل اصل سرزمینی بودن قوانین است.
نماد چیست
این واژه یک مفهوم انتزاعیِ حقوقی و سیاسی است و نماد طبیعی یا سنتی خاصی ندارد. با این حال، در مفاهیم تصویری و نقشهها، معمولاً با مرزهای مشخص، خطوط جغرافیاییِ تعیینشده بر روی نقشه و پرچم ملی یک کشور به عنوان مظهر مالکیت و کنترل دولت بر خاک خود به تصویر کشیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل سرزمینی بودن
اصطلاح «سرزمینی بودن» یکی از مفاهیم پایهای و کلیدی در حقوق بینالملل، حقوق جزا و جغرافیای سیاسی است. این مفهوم به طور خلاصه بیان میکند که قدرت اجرایی، قوانین و حاکمیت یک دولت تامالاختیار، محدود به مرزهای رسمی و خاکی همان کشور است. به عنوان مثال، بر اساس اصل سرزمینی بودن قوانین کیفری، هر جرمی که در خاک یک کشور رخ دهد، صرفنظر از تابعیت مجرم، طبق قوانین همان کشور مورد رسیدگی قرار میگیرد.
این عبارت که یک ترکیب مصدر-صفتی ساختگی در زبان فارسی معاصر است، در مقابل مفاهیمی نظیر «فراسرزمینی بودن» یا «جهانی بودن» قرار دارد. هدف اصلی از پیادهسازی و احترام به این اصل در جامعه بینالمللی، حفظ نظم، برقراری عدالت محلی و محترم شمردن حاکمیت درونمرزی و استقلال سیاسی هر کشور در محدوده جغرافیایی خود است.