یعنی چه
در دستور زبان، به حروف، پسوندها یا ساختارهایی که فعل لازم (بیمفعول) را به فعل متعدی (مفعولخواه) تبدیل میکنند یا درجهٔ گذرایی آن را افزایش میدهند، ادات تعدیه میگویند. این ابزارها باعث میشوند که معنا و اثر فعل از فاعل عبور کرده و به مفعول برسد.
تلفظ
تلفظ دقیق این ترکیب به صورت [اداتِ تعدیه] است که واژه اول با فتحه الف و واژه دوم با تشدید بر روی حرف «ی» ادا میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح دستوری ۹ حرفی خودِ «ادات تعدیه» است؛ همچنین ممکن است به مصادیق آن مثل «حرف باء» یا «همزه تعدیه» اشاره شود.
به انگلیسی
در زبانشناسی انگلیسی برای اشاره به این مفهوم از اصطلاحاتی که بیانگر افزایش ظرفیت فعل یا سببیسازی هستند استفاده میشود.
به عربی
در نحو عربی این اصطلاح به طور مستقیم برای حروفی مانند «باء» یا بابهایی مانند افعال و تفعیل به کار میرود که فعل را از حالت لزوم خارج میکنند.
به فارسی
برگردان دقیق و فارسی این اصطلاح دستوری، «ابزارهای متعدیساز» یا «پسوندهای سببی» است که در دستور زبان فارسی با افزودن تکواژ «ـانـ» به بن پیشین فعل (مثل رساندن از رفتن) شناخته میشود.
نماد چیست
در دستور زبان سنتی نماد واحدی ندارد، اما در تحلیلهای ساختاری و زبانشناسی مدرن، این ابزارها را با علامت اختصاری CAUS (مخفف Causative) یا نشانگر مثبت گذرایی (+TR) مشخص میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل ادات تعدیه
ادات تعدیه یک اصطلاح علمی و تخصصی در دستور زبان و نحو (بهویژه در زبانهای فارسی و عربی) است. این اصطلاح به مجموعه حروف، پیشوندها، پسوندها یا تغییرات ساختاری اشاره دارد که وظیفه دارند یک فعل لازم (انتظامی و بدون مفعول) را به یک فعل متعدی (مفعولخواه یا سببی) تبدیل کنند تا معنای جمله کامل شود.
برای مثال در زبان عربی، حرف جر «باء» یکی از معروفترین ادات تعدیه است؛ چنانکه فعل لازم «ذَهَبَ» (رفت) با پیوستن باء تعدیه در آیه «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ» به معنای متعدیِ «برد» (خدا نورشان را برد) تبدیل شده است. در دستور زبان فارسی نیز این نقش عمدتاً بر عهده پسوند سببی «ـانـ» قرار دارد که افعالی مانند «دوید» را به «دواند» تبدیل میکند.