یعنی چه
این عبارت در لغت به معنای سرکشیدن و نوشیدن باده (شراب) است. در ادبیات کلاسیک و عرفانی فارسی، این ترکیب به صورت کنایهای به کار میرود و دلالت بر حالتی دارد که در آن سالک یا عاشق از قید عقل ظاهری و حسابگر رها شده و در معرفت، شور و عشق راستین غرق میشود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [bāde paymūdan] است که از دو واژهٔ «باده» (شراب) و «پیمودن» (سرکشیدن و اندازه کردن) تشکیل شده است.
در جدول
در کدهای جدول و حل معماها، این اصطلاح دقیقاً ۱۰ حرف دارد. توجه شود که نباید آن را با «باد پیمودن» (به معنی کار بیهوده کردن) اشتباه گرفت.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای برگردان این مفهوم ادبی و فعلی از عبارات مربوط به نوشیدن شراب استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از ترکیبهای معادل برای نوشیدن و گرایش به مستی و شراب استفاده میشود که «معاقرة الراح» جنبهٔ ادبیتری دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و سره این اصطلاح شامل بادهنوشی، ساغرگردانی، شرابخواری و میگساری است. از نظر ریشهشناسی، واژهٔ باده از فارسی میانه bādag و پیمودن از paymūdan (اندازه گرفتن) میآید؛ چرا که در قدیم شراب را با پیمانه اندازهگیری میکردند و سر میکشیدند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی (به ویژه در غزلهای حافظ و مولانا)، باده پیمودن نمادِ گسستن از خودخواهی، رسیدن به شهود باطنی، و نوشیدن از چشمهٔ عشق و معرفت پروردگار است. در این بافت، مستی همان فنای فیالله و رهایی از بند حسابگریهای دنیاست.
جمعبندی و توضیح کامل باده پیمودن
اصطلاح ادبی و کنایی «باده پیمودن» در ریشهٔ لغوی خود به معنای اندازهگیری و سرکشیدن پیمانههای شراب است، اما در پهنهٔ ادبیات فارسی و عرفان اسلامی، فرسنگها از معنای مادی خود فاصله گرفته است. این عبارت در اشعار بزرگان شعر و ادب، به نمادی بنیادین برای توصیف احوال خوش معنوی، سرمستی از شهد معرفت الهی و رهایی کامل از زنجیر عقل دوراندیش و مصلحتگرا تبدیل شده است.
بنابراین، هنگام مواجهه با این تعبیر در متون کلاسیک، نباید ظاهر دنیایی آن را مد نظر قرار داد؛ بلکه باید آن را کلیدی برای ورود به ساحت عشق، شهود و بیخودی عرفانی دانست. همنشینی واژهٔ «باده» با فعل «پیمودن» نشاندهندهٔ پیوند عمیق میان آیینهای کهن و استعارههای پختهٔ صوفیانه در زبان فارسی است.