یعنی چه
بها قائل شدن به معنای اعتبار دادن، مهم شمردن و ارج نهادن به یک شخص، موضوع، زمان یا ارزشهای اخلاقی و مادی است؛ به طوری که فرد به آن اعتنا و توجه جدی مبذول دارد.
تلفظ
این عبارت فعلی به صورت [بَ ها / قا ئِ ل / شُ دَ] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت با توجه به رسمالخط درخواستی (مانند استفاده از همزه بر روی کرسی «ء») به عنوان پاسخ ده حرفی برای راهنماهایی چون «ارزش دادن» یا «اهمیت دادن» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از افعال و عباراتی استفاده میشود که بر ارزشگذاری مادی یا معنوی و محترم شمردن یک چیز دلالت دارند.
به عربی
در زبان عربی، مفهوم بها دادن و ارزش قائل شدن معمولاً با استفاده از ریشههای «قدر» و «ثمن» یا تعابیری که بر دادن اهمیت دلالت دارند، بیان میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و عبارات مترادف فارسی این اصطلاح عبارتند از: ارج نهادن، بزرگ داشتن، قدر دانستن، حرمت گذاشتن، اعتبار دادن و ناچیز نشمردن.
در قرآن
خود این ترکیب فعلی فارسی در قرآن وجود ندارد؛ اما مفاهیم همسو با آن مانند بزرگداشت و ارج نهادن (توقیر و تعزیر) یا قدرشناسی در آیات مختلف به صورت کلی مطرح شده است.
جمعبندی و توضیح کامل بها قاءل شدن
اصطلاح «بها قائل شدن» یک ترکیب فعلی کنایی و پرکاربرد در زبان فارسی معیار است که بار معنایی مثبت و محترمانهای دارد. این عبارت از دو جزء تشکیل شده است: «بها» که واژهای با ریشه پارسی میانه به معنای قیمت و ارزش است، و «قائل شدن» که از ریشه عربی به معنی معتقد بودن و پذیرفتن شکل گرفته است. ترکیب این دو با هم به معنای پذیرا شدن و جاری ساختن ارزش برای یک امر معنوی یا مادی است.
در کاربردهای روزمره و ادبی، این اصطلاح معمولاً در زمینههای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی برای تأکید بر حفظ حرمت انسانها، ارج نهادن به علم و دانش، و همچنین مدیریت درست وقت و زمان به کار میرود. نادیده گرفتن، تحقیر کردن و بیارزش شمردن از مهمترین متضادهای این واژه به شمار میروند.
در ساختار مسابقات و جدولهای کلمات متقاطع، توجه به تعداد حروف این عبارت (۱۰ حرف با احتساب کرسی همزه) اهمیت زیادی دارد و معمولاً به عنوان هممعنی کلماتی چون «احترام گذاشتن» یا «ارج نهادن» از آن یاد میشود.