یعنی چه
شرقگرایی در مفهوم فرهنگی و هنری به تمایل و اشتیاق جوامع دیگر (بهویژه غربیها) برای تقلید، بازنمایی و مطالعه هنر، فرهنگ و مذهب مردمان آسیا و خاورمیانه اشاره دارد. در حوزه سیاست خارجی نیز به استراتژی اولویتبخشی و توسعه روابط دیپلماتیک و اقتصادی با کشورهای بلوک شرق (مانند چین و روسیه) در برابر غرب گفته میشود.
تلفظ
این واژه به صورت [شَرقْگَرایی] تلفظ میشود که شامل دو بخش «شرق» و پسوند «گرایی» است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این واژه در جدول «شرق گرایی» با ۸ حرف است. از واژههای جایگزین و مرتبط نیز میتوان به خاورگرایی اشاره کرد.
به انگلیسی
برای مفاهیم فرهنگی و بازنماییهای هنری شرق در غرب از واژه Orientalism و در ادبیات سیاسی برای توصیف سیاستهای متمایل به بلوک شرق از اصطلاحاتی نظیر Pro-Eastern یا Lean-to-the-East استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی این واژه متناسب با متن شامل خاورگرایی، شرقدوستی و در ادبیات دیپلماتیک معاصر «سیاست نگاه به شرق» است.
نماد چیست
خود اصطلاح شرقگرایی یک مفهوم فکری و سیاسی متأخر است و نماد تصویری واحدی در تاریخ ندارد. با این حال، در نمادشناسی اصیل، «شرق» نماد طلوع خورشید، آگاهی و آغاز است؛ در حالی که در هنر شرقگرایانه اروپایی قرن ۱۹، المانهایی مانند مساجد، حرمسراها و بیابانها به عنوان نمادهای بصری این رویکرد به کار میرفتند.
جمعبندی و توضیح کامل شرق گرایی
واژه «شرقگرایی» یک اصطلاح ترکیبی متأخر در زبان فارسی است که بسته به بستر متن، در دو حوزه کاملاً متفاوت فرهنگی-هنری و سیاسی معنا پیدا میکند. در بعد فکری و فرهنگی، این واژه شباهت ساختاری زیادی با مفهوم «شرقشناسی» (Orientalism) دارد و به بازنمایی، الگوبرداری یا اشتیاق غربیها به سنتها و مظاهر کشورهای آسیایی اشاره دارد.
در بعد سیاسی و روابط بینالملل، شرقگرایی به عنوان یک استراتژی دیپلماتیک در تقابل با «غربگرایی» تعریف میشود. این رویکرد نشاندهنده تمایل یک کشور برای توسعه همهجانبه روابط اقتصادی، نظامی و سیاسی با قدرتهای نوظهور و سنتی بلوک شرق، مانند چین و روسیه، است و به عنوان یک موازنه در برابر نفوذ غرب به کار میرود.