یعنی چه
در فلسفه و حکمت اسلامی، «عالم عقلی» (یا عالم عقل) به بالاترین مرتبه از هستی و اولین مرحله از مخلوقات گفته میشود که کاملاً از ماده و آثار آن (مانند زمان، مکان، حرکت، شکل و رنگ) منزّه و مجرد است. موجودات این عالم را عقول مجرده یا ملائکه مقرب مینامند که فراتر از حس و خیال هستند. این واژه یک اصطلاح کلاسیک و تخصصی در فلسفه است و تعریف انتزاعی دارد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت «عـالَـمِ عَقـلـی» (ālam-e aqli) است. واژه اول با فتح لام و واژه دوم با سکون قاف خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، این اصطلاح با تعداد دقیق ۸ حرف به عنوان پاسخ شناخته میشود. از دیگر عبارات مشابه میتوان به «عالم عقل» یا «عالم مجردات» اشاره کرد.
به انگلیسی
در متون فلسفی غرب و ترجمههای انگلیسی، برای انتقال این مفهوم معادلهای متعددی به کار میرود که ریشه در فلسفه افلاطونی و نوافلاطونی دارد.
به عربی
این اصطلاح اساساً از زبان عربی وارد فلسفه و ادبیات فارسی شده است و در منابع اصلی حکمت و فلسفه اسلامی به همین صورت یا به صورت عالم المعقولات به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی و روان این اصطلاح تخصصی شامل عباراتی چون «جهان عقلانی»، «عالم مجردات»، «جهان خرد» و «گیتی معقول» است که به همان مرتبه پیوسته و پیراسته از ماده اشاره دارد.
در قرآن
عبارت ترکیبی «عالم عقلی» به این شکل ظاهری در متن قرآن نیامده است؛ اما مفسران و فلاسفه اسلامی مفاهیمی مانند واژه «الأمر» در آیه ۵۴ سوره اعراف («أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ») را همان عالم عقول یا عالم عقلی میدانند که بدون زمان و تدریج مادی، به محض اراده الهی خلق میشود. همچنین دعوت به تعقل و غیب در آیات متعدد با این مفهوم تناسب دارد.
جمعبندی و توضیح کامل عالم عقلی
عالم عقلی در نظام هستیشناسی فلسفه اسلامی (بهویژه در مکتب ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا)، بالاترین مرتبه از مراتب سهگانه وجود (حس، خیال، عقل) است. این عالم به طور کامل از ماده، زمان، مکان و تغییر منزه بوده و ساکنان آن را موجودات مجرد تام یا همان عقول الهی و فرشتگان مقرب تشکیل میدهند که هیچگونه کثرت مادی در آنها راه ندارد.
از نظر ریشهشناسی، این اصطلاح از دو واژه عربی «عالم» (به معنی جهان یا نشانه) و «عقلی» (منسوب به عقل، به معنی بازداشتن و مهار کردن خطا) ترکیب شده است. در سنت عرفانی و رمزپردازیهای فلسفی مانند آثار شیخ اشراق، این مرتبه به دلیل بساطت و روشنایی، با نمادهایی همچون «نور محض»، «سیمرغ» یا «سرزمین سپید» تصویر میشود که نشاندهنده رهایی کامل از قفس خاک و مادیات است.
اگرچه این عبارت به صورت یک اصطلاحِ ترکیبی صریح در قرآن کریم نیامده، اما فلاسفه و مفسران بزرگ، مفهوم «عالم امر» را که در برخی آیات در برابر «عالم خلق» قرار گرفته است، کاملاً منطبق بر عالم عقلی میدانند؛ قلمرویی که خلقت آن آنی و فرامادی است و با دعوت گسترده قرآن به تعقل و تدبر در غیب همسو است.