یعنی چه
واژهٔ ابقطع (که شکل صحیح عربی آن أقطع است) در متون قدیمی و فقهی به معنای فردی به کار میرود که یک دست یا عضوی از بدن او بریده شده باشد. این کلمه به صورت مستقل در فارسی اصیل رایج نیست و بیشتر به عنوان یک اصطلاح عاریتی از ریشه عربی ق ط ع شناخته میشود که به نقص عضو یا جدا شدن اندام اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه بر وزن أَفْعَل تلفظ میشود و در اصل عربی به صورت أَقْطَع (با همزه مفتوح، قاف ساکن، طاء مفتوح و عین ساکن) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «شخص دستبریده» یا «عضوبریده»، کلمه ۵ حرفی «ابقطع» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای رساندن مفهوم فردی که دچار قطع عضو یا بریدگی اندام شده است، از این واژگان استفاده میشود.
به عربی
ریشه اصلی این کلمه عربی است و در این زبان دقیقاً به معنای کسی است که دست یا اندامش بریده شده باشد.
به فارسی
برگردان دقیق و روان این واژه در زبان فارسی معادل تعابیری چون دستبریده، ناقصالعضو و مجروح یا آسیبدیدهای است که اندام خود را از دست داده است.
جمعبندی و توضیح کامل ابقطع
واژه «ابقطع» در واقع صورت نگارشی فارسیشده یا تغییری از کلمه عربی «أقطع» (از ریشه ق ط ع) است. این واژه در زبان فارسی به عنوان یک لغت اصیل و مستقل در واژهنامههای مرجع مانند دهخدا و معین جایگاه رسمی ندارد، اما در متون کهن فقهی، حقوقی و ادبی به عنوان صفت برای اشاره به فردی که دست یا عضوی از بدنش قطع شده (دستبریده یا ناقصالعضو) به کار رفته است.
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این کلمه دقیقاً با تعداد ۵ حرف به عنوان پاسخ برای معادل «دستبریده» کاربرد دارد. ریشه این کلمه در زبان عربی کاربرد فراوانی در قرآن و متون اسلامی دارد، هرچند خود این لفظ به طور مستقیم در متن قرآن نیامده است.
به طور کلی، بار معنایی این واژه با مفاهیمی نظیر محرومیت جسمی، اجرای حدود شرعی در فقه قدیمی یا نقص عضو گره خورده است و در زبان گفتاری و مدرن امروز کاربرد ملموسی ندارد.