یعنی چه
این واژه در دو مفهوم مادی و معنوی کاربرد دارد. در حالت فیزیکی یعنی از دست رفتن تعادل پا روی زمین بدون آنکه لزوماً به افتادن منجر شود. در حالت معنوی و ادبی، به انحرافهای کوچک یا بزرگ اخلاقی، اشتباهات لفظی (لغزش زبان) و خطاهای ناخواسته اشاره میکند.
هم خانواده
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این فعل با فتح حرف اول (لَ)، سکون حرف دوم (غْ)، کسر حرف سوم (زِ) و فتح حرف چهارم (دَ) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه لغزیدن دقیقاً ۶ حرف دارد. بسته به طراح جدول، طراحان ممکن است از مترادفهای آن مثل سریدن یا لخشیدن نیز استفاده کنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Slip دقیقترین معادل برای لغزیدن ناخواسته (فیزیکی و مجازی) است. کلمه Slide برای لغزشهای کنترلشدهتر و Skid برای انحراف فیزیکی وسایل نقلیه به کار میرود.
به فارسی
ریشه این واژه در زبان فارسی میانه (پهلوی) به صورت «لخشیدن» یا «لخژیدن» بوده است. در سیر تحول زبانی، واج «خ» به «غ» و «ش» به «ز» تبدیل شده و صورت اصیل و امروزی «لغزیدن» را ساخته است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، لغزیدن کنایه و نمادی از ضعفهای لحظهای انسان، انحراف از مسیر حق و خطاهای ناخواستهای است که دامنگیر افراد میشود. این واژه یادآور این نکته است که انسان حتی با وجود ایمان و دانش، همچنان در معرض لغزش و وسوسه قرار دارد؛ همانطور که حافظ میگوید: «دلا سلوک چنان کن که گر بلغزد پای / فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد»
جمعبندی و توضیح کامل لغزیدن
واژه «لغزیدن» یکی از افعال اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که ریشه در اصطلاح پهلوی «لخشیدن» دارد. این کلمه در معنای مادی خود به از دست رفتن تعادل روی سطوح صیقلی، یخی یا مرطوب اشاره میکند و معادلهای دقیقی چون سر خوردن و لیز خوردن دارد.
در بعد معنایی و استعاری، لغزیدن یکی از پرکاربردترین واژهها در ادبیات اخلاقی و عرفانی است. این واژه به عنوان نمادی از اشتباهات ناخواسته، غفلتهای ناگهانی و انحراف از جاده صواب و منطق شناخته میشود. در متون دینی و قرآنی نیز این مفهوم معنوی با مشتقات ریشه عربی «ز ل ل» (مانند زلت یا زللتم) به تصویر کشیده شده است تا به انسان درباره آسیبپذیریاش در برابر وسوسهها هشدار دهد.