یعنی چه
واژه لعین صفت مشبهه از ریشه لعن است و به موجودی گفته میشود که مورد لعنت قرار گرفته و از رحمت، لطف و نیکی خداوند رانده شده است. این صفت در زبان عربی برای هر دو جنس مذکر و مؤنث به یک صورت به کار میرود؛ مانند رجل لعین و امرأة لعین.
مترادف
این کلمات در متون ادبی و دینی به عنوان هممعنیهای واژه لعین برای توصیف طردشدگان از درگاه الهی استفاده میشوند.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه با فتح حرف لام، فتح یا سکون نسبی عین و کشش آوای یاء به صورت لَعین است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، کلمه چهار حرفی لعین به عنوان پاسخ دقیق برای راهنماهایی همچون نفرینشده یا راندهشده ابدی شناخته میشود.
به انگلیسی
این واژگان در زبان انگلیسی دقیقترین مفاهیم معادل برای انتقال بار منفی و طردشدگی کلمه لعین هستند.
به فارسی
در زبان فارسی کهن و اصیل، واژه گجسته به عنوان معادل دقیق برای کلمات لعین و ملعون استفاده میشد که نشاندهنده شومی و دوری از امر مقدس است.
در قرآن
عین کلمه لعین در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما ریشه ثلاثی مجرد آن (ل-ع-ن) و مشتقاتش مانند لعنت، ملعون و یلعنهم بین ۳۷ تا ۴۱ بار برای اشاره به ابلیس، کافران، منافقان و ستمکاران آمده است. در قرآن برای ابلیس عمدتاً از صفت رجیم که هممعنی لعین است استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لعین
واژه لعین یک وامواژه عربی با بار معنایی مذهبی، کلامی و ادبی سنگین در زبان فارسی است. این کلمه به عنوان نمادی از شرارت، فریبکاری و مظهر دوری ابدی از درگاه الهی شناخته میشود و در ادعیه و متون تاریخی معمولاً به عنوان صفت یا مضافالیه برای ابلیس (شیطان لعین) یا اشخاص منفور تاریخ مانند شمر به کار میرود.
در تاریخ ادبیات فارسی، شاعران برجستهای نظیر فردوسی، ناصرخسرو، فرخی سیستانی و مولوی از این واژه برای توصیف دشمنان حق و بدخواهان استفاده کردهاند. بررسی ریشهشناختی نشان میدهد که متضادهای مفهومی آن کلماتی چون مرحوم، مقرب و مبارک هستند که بر دریافت رحمت الهی دلالت دارند.