یعنی چه
در زبان فارسی امروز، مردم به معنای عموم افراد، ملت یا ساکنان یک شهر و کشور به کار میرود. اما در ادبیات کهن فارسی، این واژه اغلب به عنوان اسم مفرد و به معنی «یک شخص، آدمی یا بشر» استفاده میشده است. همچنین در تعابیر ادبی به صورت مجازی به معنای مردمک چشم نیز کاربرد دارد.
مترادف
متضاد
ریشه
این واژه در زبان پهلوی به صورت martōm ثبت شده که از دو بخش «مَرت» (mart) از ریشه هندواروپایی به معنی فانی و میرا، و «تخم» (tōhm) به معنی نژاد و اصل تشکیل شده است. در نتیجه ریشهشناسی آن به معنی «از نژاد انسانهای فانی» است.
در جدول
کلمه «مردم» دقیقاً دارای ۴ حرف است و در حل جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای واژههایی نظیر ملت، عامه یا انسانها کاربرد دارد.
به انگلیسی
به عربی
به ترکی
جمعبندی و توضیح کامل مردم
واژه «مردم» یکی از کلیدیترین و اصیلترین واژگان زبان فارسی است که ریشه در دوران فارسی میانه دارد. این کلمه در سیر تحول زبانی خود از معنای مفرد «یک انسان یا شخص فانی» در ادبیات کهن، به یک مفهوم جمعی به معنای توده، ملت و بدنه اصلی جامعه در دوران معاصر تغییر یافته است. در متون ادبی برجسته نظیر اشعار سعدی و فردوسی، این واژه بارها در هر دو جنبه فردی و جمعی به کار رفته و جالب اینکه به عنوان استعاره از مردمک چشم نیز جایگاه ویژهای در شعر سنتی دارد.
در بستر فرهنگی و مذهبی، این واژه در ترجمههای فارسی قرآن کریم دقیقترین معادل برای واژه پرکاربرد «النّاس» شناخته میشود. از نگاه جامعهشناختی و نمادین، مردم تجلیبخش قدرت جمعی، همبستگی ملی و پایه و اساس مفاهیمی چون مردمسالاری و دموکراسی است که بر اهمیت افکار عمومی و اراده تودههای جامعه تاکید میکند.