یعنی چه
به کسی گفته میشود که کاملاً مجنون و سلباراده نشده است، اما رفتارها، افکار و وضعیت روانی او ناپایدار، آشفته و خارج از روال عادی جامعه است؛ نوعی جنون خفیف یا آشفتگی ذهنی ملموس.
تلفظ
تلفظ این ترکیب وصفی به صورت «نیمِه دیوانِه» است که در آن حرف هاء در هر دو جزء به صورت مصوت کوتاه «-ِ» (فتحه خفیف/کسره) تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی که به مفهوم فردی با جنون خفیف یا ناپایداری ذهنی اشاره دارند، عبارت «نیمه دیوانه» با ۱۰ حرف یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
این اصطلاحات در زبان انگلیسی دقیقاً به معنای کسی است که تا حدی به مرز جنون رسیده یا رفتارهای متمایل به دیوانگی از خود نشان میدهد.
به فارسی
در زبان فارسی برای این حالت از واژههایی نظیر نیمهمجنون، شبهدیوانه، آشفتهحال، سودازده، شیرینعقل و در اصطلاح عامیانه از خُلوضع یا کمعقل استفاده میشود.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ و ادبیات عامه نمادی از وضعیت گذار روانی، بیقیدی به رسوم ساختگی جامعه، یا آدمهای اصطلاحاً «باد صبا در سر» است که به دلیل فشارهای روحی یا شیفتگی شدید، رفتارشان قابل پیشبینی نیست.
جمعبندی و توضیح کامل نیمه دیوانه
عبارت «نیمه دیوانه» یک ترکیب وصفی ساختاری در زبان فارسی است که از دو جزء «نیمه» (به معنی نصف یا بخشی از چیزی) و «دیوانه» (برگرفته از ریشه پهلوی به معنای دیوگونه) تشکیل شده است. این اصطلاح برای توصیف افرادی به کار میرود که اگرچه پیوند خود را با واقعیت به طور کامل قطع نکردهاند، اما رفتارهای نامتعادل و ذهنیت آشفتهشان آنها را در مرز میان عقل و جنون قرار میدهد.
در متون کلاسیک و رسمی این ترکیب کمتر به عنوان یک مدخل مستقل ثبت شده و بیشتر به عنوان یک صفت توصیفی روان برای بیان حالات گذار روحی، سودازدگی یا رفتارهای بیپروا استفاده میشود. در کاربردهای جدول کلمات نیز این واژه به عنوان یک پاسخ ۱۰ حرفی برای مفاهیمی همچون کمعقلی خفیف یا شبهمجنون کاربرد دارد.