یعنی چه
تجلی صفاتی در اصطلاح عرفان نظری و عملی، به معنی آشکار شدن و جلوهگر شدن خداوند بر قلب سالک یا در جهان هستی از طریق یکی از اسما و صفاتش (مانند علم، قدرت، رحمت، جمال و جلال) است؛ به طوری که سالک یا جهان، حقتعالی را از طریق این صفات واسطهای میشناسد و شهود میکند، نه از طریق ذات مطلق او.
تلفظ
این ترکیب وصفی به صورت «تَجَلّیِ صِفاتی» (tajalli-ye sefāti) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت عرفانی ۹ حرفی، «تجلی صفاتی» است.
به انگلیسی
معادلهای دقیق این اصطلاح عرفانی در زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی به ساختار اسما و صفات الهی اشاره دارند.
به فارسی
عبارتهای «ظهور صفات الهی»، «جلوهٔ اسما و صفات» و «نمود صفات خداوند» نزدیکترین برگردانها و مترادفهای فارسی این کلمه هستند. ریشهٔ کلمهٔ تجلی (ج ل و) به معنی آشکار شدن و ریشهٔ صفاتی (و ص ف) به معنی ویژگیها است.
در قرآن
خود ترکیب «تجلی صفاتی» در متن قرآن نیامده است، اما ریشهٔ آن در آیه ۱۴۳ سوره اعراف در ماجرای جلوه کردن خداوند بر کوه طور متبلور است. مفسران و عرفا این آیه و آیاتی که به رحمت، علم و غضب الهی اشاره دارند را مصداق بارز تجلیات صفاتی میدانند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، «آینه» نماد اصلی تجلی صفاتی است؛ چرا که قلب سالک و جهان هستی مانند آینههای متعددی هستند که هر کدام صفت خاصی از حق را بازتاب میدهند. همچنین «نور» به نشانهٔ آشکار شدن و «کوه طور» به عنوان محل این رویداد، از دیگر نمادها هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تجلی صفاتی
تجلی صفاتی یکی از مفاهیم کلیدی در عرفان اسلامی است که مرتبهای میان تجلی افعالی (ظهور خدا در آفرینش و اعمال) و تجلی ذاتی (جلوه عریان و بیواسطه ذات حق) به شمار میرود. در این مرتبه، خداوند خود را از طریق صفات جمال و جلالش مانند رحمانیت، علم و قدرت بر جهان یا دل سالک آشکار میسازد.
بر اساس دیدگاه عرفا، از آنجا که دسترسی مستقیم به ذات مطلق خداوند برای موجودات امکانپذیر نیست، شناخت و شهود حقیقی از مسیر همین تجلی اسما و صفات رخ میدهد. هر پدیده در هستی و هر احوال درونی در دل سالک، آینهای است که صفت خاصی از پروردگار را منعکس میکند.