یعنی چه
این اصطلاح در زبان فارسی دو معنی عمده دارد؛ در کاربرد عام و رایج، کنایه از عجز، ناتوانی، و دسترسی نداشتن به مال، مقام یا یک هدف خاص است. در مفاهیم عرفانی و اخلاقی نیز به معنی طمع نداشتن، دست از تجاوز به مال مردم برداشتن و پیشه کردن تقوا و قناعت به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت مصوتها و ساکنهای متوالی [dast-e koutāh dāštan] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول بر اساس تعداد حروف، خود واژه «دست کوتاه داشتن» با ۱۳ حرف است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از معادلهای فوق برای انتقال مفهوم ناتوانی یا عدم دسترسی استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح قاصر الید دقیقترین برگردان برای کنایه از ناتوانی مادی و اجرایی است.
به فارسی
عبارات هممعنی و جایگزین در زبان فارسی شامل بیبهره بودن، دسترسی نداشتن، ناکام ماندن و در متون کهن دامن چیدن و پاکدستی است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و فرهنگ عامه، این عبارت در امور مادی نماد بارز نابرابری قدرت، بینفوذی و محرومیت از فرصتهاست؛ اما در فضای اخلاقی و عرفانی، نماد تقوا، بریدن از طمع دنیا و حفظ سلامت نفس به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دست کوتاه داشتن
اصطلاح «دست کوتاه داشتن» یکی از ترکیبات کنایی و استعاری کهن در زبان فارسی است که ریشه در تقابل فیزیکی کوتاهی دست با نرسیدن به مقصود دارد. در این عبارت، «دست» مجاز از قدرت، اختیار و توان اثرگذاری است و «کوتاه بودن» به محدودیت و ضعف اشاره میکند. این ترکیب از قرون اولیه شعر فارسی در آثار بزرگانی چون فردوسی، سعدی و حافظ به کار رفته است.
نکته جالب در بررسی این اصطلاح، دوگانگی معنایی آن در بستر کاربرد است. در مسائل دنیوی و مادی، وجه منفی آن یعنی محرومیت و ناتوانی مد نظر قرار میگیرد؛ در حالی که در ادبیات سلوکی و اخلاقی، به عنوان یک ارزش مثبت تجلی یافته و کنایه از زهد، دوری از طمعورزی و قناعت است.
اگرچه خود این عبارت به صورت مستقیم در آیات قرآن مجید نیامده است، اما مفاهیم متضاد و مشابه آن مانند «بسط ید» (گشادهدستی و متمکن بودن) و «مغلولة ایدیهم» (بسته بودن دست به نشانه بخل یا عجز) به وفور در متن قرآن برای تبیین قدرت الهی یا صفات انسانی استفاده شده است.