یعنی چه
این ترکیب وصفی در ادبیات کلاسیک فارسی (مانند گلستان سعدی) به معنای داشتن مزاج و سرشتی است که از خودنمایی، پرگویی، اختلاط با دیگران یا جلوهگری بیزار و روگردان است. به عبارتی، به فردی اشاره دارد که به طور ذاتی تمایل به گوشهنشینی و خاموشی خردمندانه دارد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت «طَبْعی» (با سکون ب و یاء مکسورِ اضافه) و «نافِر» (با کسر فاء) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف (۸ حرف)، خودِ ترکیب «طبعی نافر» یا مترادفهای آن است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم این عبارت در زبان انگلیسی از اصطلاحاتی استفاده میشود که به درونگرایی، تمایل به گوشهگیری و بیزاری ذاتی از اختلاط با دیگران اشاره دارند.
به فارسی
معادلهای روان فارسی این ترکیب شامل عباراتی چون طبع رمنده، سرشت سرکش، ذات گریزان، مزاج ناسازگار و خویشتنداری مایل به عزلت است.
نماد چیست
این ترکیب در متون ادبی نماد مادی خاصی ندارد، اما به عنوان یک مفهوم استعاری، مجازاً نماد «خاموشیِ خردمندانه»، «مناعتطبع»، «استغنا» و «عزلتگزینی از هیاهوی خلق» به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل طبعی نافر
عبارت «طبعی نافر» یک ترکیب وصفی (اسم + صفت) مشتق از ریشههای عربی است که در ادبیات فاخر فارسی، بهویژه در حکایات گلستان سعدی، کاربرد دارد. این اصطلاح برای توصیف افرادی به کار میرود که به طور ذاتی و سرشتی، تمایلی به ابراز فضل، پرگویی، معاشرتهای بیهدف یا خودنمایی در میان جمع ندارند و به نوعی گریزپایی و گوشهگیری خردمندانه مایل هستند.
از نظر ریشهشناسی، «طبع» به معنای سرشت و مزاج، و «نافر» از ریشه نَفَرَ به معنای رمنده و گریزان است. ترکیب این دو با هم، مفهوم «ذاتِ روگردان از خلق» را میسازد که پدیدهای اخلاقی و رفتاری در ستایشِ سنگینی، وقار و خویشتنداری است.