یعنی چه
این عبارت در معنای لغوی به وقوع جراحت، زخم برداشتن و مجروح شدن بدن اشاره دارد؛ اما در کاربرد رایج، کنایی و ادبی، به معنای رنجیدهخاطر شدن، آسیب دیدن عواطف، جفا دیدن و لطمه خوردن به روحیه، غرور یا افکار عمومی جامعه به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «جَ ریحْ دارْ گَرْ دی دَنْ» (jarīh-dār gardīdan) است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جداول کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً خود «جریح دار گردیدن» با ۱۳ حرف است. کلمات جایگزین و هممعنی دیگر شامل «جریحه دار شدن»، «زخمی شدن» و «آزرده شدن» هستند.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی، بسته به بافت متن از واژههای wounded یا injured برای جراحت فیزیکی، و از اصطلاحاتی مانند hurt feelings یا to be outraged برای جریحهدار شدن عواطف و افکار عمومی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و جایگزین فارسی این عبارت شامل زخمی شدن، مجروح شدن، آزرده گشتن، دلشکسته شدن، رنجیدهخاطر شدن و لطمه دیدن است.
نماد چیست
این اصطلاح در ادبیات مادی یا سنتی کهن نماد فیزیکی خاصی ندارد؛ اما در ادبیات فارسی و فرهنگ مدرن، نمادی از دلِ آسیبدیده، رنج عاطفی عمیق، شکست روحی و قلب زخمی به شمار میرود که در شعر و متون ادبی برای بیان اندوه و خیانت استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل جریح دار گردیدن
عبارت «جریح دار گردیدن» یک ترکیب فعلی عربی-فارسی است که از واژه عربی «جریح» (به معنی زخمی و مجروح از ریشه جرح) به همراه پسوند دار و فعل گردیدن ساخته شده است. این اصطلاح اگرچه در مفهوم اولیهاش به معنای وقوع جراحت بدنی است، اما در زبان فارسی امروز بیشتر کاربردی کنایی و انتزاعی دارد.
در کاربردهای اجتماعی و ادبی، این عبارت معمولاً برای توصیف آسیبهای غیرفیزیکی مانند «جریحهدار شدن احساسات عمومی» یا «جریحهدار شدن غرور و عواطف» به کار میرود که نشاندهنده لطمه دیدن باورها، رنجش شدید روحی و دلشکستگی عمیق است.
در فرهنگهای لغت و حل جدول، این ترکیب به عنوان مترادفی برای آزرده شدن و مجروح گشتن شناخته میشود. ریشه عربی آن در قرآن نیز به صورت کلماتی چون جوارح و جرحتم دیده میشود، هرچند خود این ترکیب ساختاری کاملاً فارسیسازیشده دارد.