یعنی چه
فراشت در زبان فارسی فعل ماضی (بن ماضی) از مصدر «فراشتن» است که شکل مخفف و بدون الفِ واژهٔ «افراشت» محسوب میشود. این کلمه به معنای افراختن، بالا بردن، برپا کردن بنا یا به اهتزاز درآوردن پرچم و علم به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت فتح فاء، راء با الف کشیده، شین ساکن و تاء ساکن یعنی «فَراشت» تلفظ میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، از افعالی که مفهوم بالا بردن و برپایی را میرسانند استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم افراشتن و صعود دادن، از این افعال استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق این واژه در فارسی معیار و معاصر، افعالی نظیر افراشت، برافراشت، بلند کرد، افراخت و برپا ساخت هستند.
در قرآن
واژهٔ «فراشت» یک واژهٔ کاملاً فارسیِ سره است و در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، مفهوم متناظر با آن در زبان عربی ریشهٔ «رفع» (مانند آیهٔ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ) است که قرابت معنایی با برافراشتن دارد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، برافراشتن (فراشتن) علم، درفش یا بنا، نمادی عینی از پیروزی، سرافرازی، اقتدار، استواری و به پا خاستن یک تمدن یا جریان است.
جمعبندی و توضیح کامل فراشت
واژهٔ «فراشت» یک فعل اصیل و کهن در زبان فارسی است که به عنوان بن ماضی از مصدر «فراشتن» شناخته میشود. این کلمه در واقع همان واژهٔ آشنای «افراشت» است که الف ابتدايی آن در فرایند تخفیف زبانی حذف شده است. معنای بنیادین آن برپا داشتن، بالا بردن، اهتزاز دادن و بلند کردن اجسام، پرچمها یا بناهاست و دلالت بر صعود و اعتلا دارد.
باید توجه داشت که این کلمه گاهی در نگاه اول ممکن است با صورتهای صرفی زبان عربی (مانند فَرَشْتَ از ریشه فرش به معنی تو گستردی) اشتباه گرفته شود؛ اما در لغتنامههای معتبر فارسی نظیر دهخدا و برهان قاطع، جایگاه آن به عنوان یک فعل فارسی سره ثبت شده است. این واژه در ادبیات کلاسیک نمادی از عزت، پیروزی و استواری به شمار میرود.