یعنی چه
این اصطلاح یک کنایه اخلاقی و ادبی در زبان فارسی است. زمانی به کار میرود که فردی تصمیم میگیرد آرزوهای دور و دراز، زیادهخواهیها یا چشمداشت خود را نسبت به مال، موقعیت یا کمک دیگران به طور کامل رها کند و از آن ناامید شود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب کنایی به صورت مصدری مضاف و مضافالیه همراه با فعل است: دَندان (dandān) + کسرۀ اضافه + طَمَع (tama') + کَشیدَن (kašidan).
در جدول
پاسخ دقیق این اصطلاح کنایی در جدول ۱۳ حرف دارد. عبارت هممعنی دیگر آن «دندان طمع کندن» است که آن هم ۱۳ حرفی است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات فعلی که مفهوم رها کردن زیادهخواهی و مهار کردن حرص را برسانند به عنوان معادل این اصطلاح استفاده میشوند.
به عربی
واژه «طمع» خود ریشه عربی دارد، اما ترکیب کنایی دندان کشیدن مختص فارسی است. در عربی از واژگان قطع، کف یا ترک طمع برای رساندن این معنا استفاده میشود.
در قرآن
عین عبارت «دندان طمع کشیدن» که یک کنایه ساختار یافته فارسی است در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، مفهوم اخلاقی آن یعنی نهی از حرص، دنیاپرستی و چشمداشت به مال دیگران، و در مقابل دعوت به قناعت، در آیات متعددی (مانند آیه ۱۵ سوره مدثر) مورد تاکید قرار گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل دندان طمع کشیدن
اصطلاح کنایی «دندان طمع کشیدن» یا «دندان طمع کندن» یکی از تعابیر نغز و پرکاربرد در ادبیات کلاسیک و فرهنگ عامه فارسی است. در این استعاره، شهوتِ مالاندوزی و نفسِ زیادهخواه انسان به موجودی تشبیه شده که با دندانهای خود به دنبال بلعیدن مواهب دنیاست؛ بنابراین، کندن یا کشیدن این دندان به معنای ریشهکن کردن عامل اصلی حرص و آز و رسیدن به زهد و آرامش درونی است.
این عبارت در فرهنگ فارسی زمانی به کار میرود که فرد از یک خواسته ولعآمیز، معاملهای یکطرفه یا انتظار کمک از دیگران به طور کامل قطع امید میکند. به زبان ساده، وقتی انسان متوجه میشود دستاندازی به یک موقعیت یا مال فایدهای ندارد یا صلح درونی او را برهم میزند، با کشیدن دندان طمع، خود را از بند آن رها میسازد.
از نظر ساختاری، هرچند واژه «طمع» ریشهای عربی دارد، اما این ترکیب کنایی کاملاً زاییده ذهن و زبان فارسیزبانان و شاعران برجسته پارسیگو است که ابزار تصاحب (دندان) را نمادی برای تمایلات افراطی مادی قرار دادهاند.