یعنی چه
واژه «تعصر» یک مصدر عربی از باب تفعل است که در اصل به معنای تحت فشار قرار گرفتن و چلانده شدن چیزی (مانند میوه برای گرفتن آب آن) است. این کلمه در متون کهن به معانی استعاری دیگری همچون پناه بردن به کسی یا چیزی برای امان یافتن، و همچنین به گریه افتادن و جاری شدن اشک به دلیل فشار روحی نیز به کار رفته است. گاهی نیز به دلیل شباهت لفظی، به معنای سخت و دشوار شدن (مترادف تعسر) استعمال میشود.
تلفظ
این واژه به صورت تَعَصُّر (tā’aṣṣor) تلفظ میشود که دارای تشدید روی حرف صاد است.
در جدول
پاسخ مد نظر در جدول برای این مفهوم خود کلمه «تعصر» با ۴ حرف است. طراحان جدول معمولاً آن را با راهنمای «فشرده شدن» یا «پناه بردن» میآورند.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، برای معنای فیزیکی از واژگان مربوط به فشار و برای معنای استعاری از واژگان مربوط به پناهجویی استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ نیز برای فشردن یا پناه جستن به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل فشرده شدن، آبگرفته شدن، پناه بردن به کسی، و اشک ریختن است.
جمعبندی و توضیح کامل تعصر
واژه «تعصر» یک واژه اصیل فارسی نیست، بلکه یک صورت فعلی و مصدری عربی از ریشه «ع ص ر» (باب تفعل) است که به متون ادبی و لغتنامههای فارسی راه یافته است. معنای اصلی و مادی آن حول محور تحت فشار قرار گرفتن، چلانده شدن و استخراج مایع یا عصاره از اجسام (مانند انگور یا زیتون) میگردد.
علاوه بر معنای مادی، این کلمه در ادبیات و کاربردهای ثانویه به مفاهیم انتزاعی و استعاری نیز اشاره دارد؛ از جمله پناه بردن و متحصن شدن در جای امن، و همچنین وضعیت روحی انسان هنگامی که از غصه تحت فشار قرار گرفته و به گریه میافتد. این واژه در قرآن مستقیم نیامده اما همخانوادههای آن مثل العصر و معصرات در کتاب آسمانی مشهودند.
در مجموع، این کلمه نمادی از تحمل فشار برای رسیدن به خلوص و حقیقت (مانند گرفتن شیره از میوه) یا تسلیم و پناهجویی در برابر سختیهاست و در زبان فارسی امروز بیشتر کاربرد ادبی، فقهی یا جدولشناسی دارد.