یعنی چه
به دام کشیدن در معنای لغوی به مفهوم به سوی دام سوق دادن و گرفتار کردن صید در تله است. در مفهوم کنایی و مجازی، به معنای فریب دادن، شیفته و مغلوب خود کردن، یا کسی را به حیله در موقعیت دشوار، تله یا تحت کنترل قرار دادن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این مصدر مرکب به صورت «بِ دام کَ شی دَن» (be dām kašidan) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف میتواند خودِ «بدام کشیدن» (۹ حرف) یا کلماتی چون گرفتار کردن، صید کردن و اغوا کردن باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای انتقال این مفهوم از افعالی که به معنای تلهگذاری، اغوا و جذب فریبنده هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «إيقاع في الفخ» دقیقترین معادل برای به دام انداختن است و واژه «استدراج» به معنای کشاندن گامبهگام به سمت هلاکت یا خطاست.
به فارسی
معادلهای اصیل و عبارات هممعنی فارسی آن شامل گرفتار کردن، به بند کشیدن، صید کردن، فریفتن، و به تله انداختن است که هم در معنای واقعی (شکار) و هم در معنای مجازی (روابط انسانی و اجتماعی) کاربرد دارند.
جمعبندی و توضیح کامل بدام کشیدن
مصدر مرکب کنایی «به دام کشیدن» ترکیبی از واژه «دام» (با ریشه پارسی میانه به معنای تله) و فعل «کشیدن» (با ریشه ایران باستان به معنای جذب کردن و سوق دادن) است. این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در آثار نظامی گنجوی، هم به معنای واقعی شکار صید و هم به صورت کنایی برای شیفته کردن و مغلوب ساختن دل عاشق به کار رفته است.
از نظر بار معنایی، «دام» در فرهنگ عرفانی و نمادین ما نشاندهنده تعلقات دنیوی، هوا و هوس، و وسوسههای شیطانی است که روح انسان را اسیر میکند. در ادبیات غنایی نیز زلف و چشم یار به عنوان دامی توصیف میشود که دلها را به بند میکشد. این مفهوم در لایههای عمیقتر با واژگانی چون استدراج و کید در فرهنگ قرآنی (به معنای فریب تدریجی) قرابت معنایی دارد.