یعنی چه
در اصطلاح فلسفه و کلام، فاعل مختار به انجامدهندهای گفته میشود که صدور یا عدم صدور کار از او، بر اساس علم، اراده و اختیار خودش باشد؛ به طوری که اگر بخواهد کاری را انجام میدهد و اگر نخواهد، انجام نمیدهد. این مفهوم در برابر فاعل مجبور یا موجب قرار دارد.
تلفظ
این ترکیب وصفی به صورت فاعِل [fā.ʔel] و مُختار [mox.tār] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح فلسفی با توجه به تعداد حروف میتواند «فاعل مختار» (۹ حرف) یا «صاحب اختیار» باشد.
به انگلیسی
در متون فلسفی انگلیسی برای انتقال مفاهیم اراده آزاد و کنشگری مستقل از این واژگان استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح اصالتاً ترکیبی عربی است که در کلام و فلسفه اسلامی به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
معادلها و برگردانهای فارسی این اصطلاح شامل واژههایی چون صاحباختیار، خودفرمان، گزیننده و کنشگر ارادی است که مفهوم آزادی در عمل را میرسانند.
در قرآن
خودِ ترکیب اسمی «فاعل مختار» به صورت نص صریح در متن قرآن نیامده است، اما مفهوم آن بارها مطرح شده؛ درباره خداوند آیه «فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ» (هر چه را اراده کند انجام میدهد) و درباره انسان آیاتی مانند «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» که انسان را مسئول اعمال اختیاری خود میداند، به این مفهوم اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل فاعل مختار
اصطلاح «فاعل مختار» یکی از مفاهیم کلیدی و بنیادین در حوزههای فلسفه، کلام و اخلاق است. این عبارت به هر موجود یا عاملی اشاره دارد که افعال و رفتارهای خود را بر پایه آگاهی، سنجش عقلانی و اراده آزاد خویش پیش میبرد. به بیان دیگر، فاعل مختار در تعیین سرنوشتِ کنشهای خود مجبور و تحت سیطره مطلقِ عوامل بیرونی (فاعل بالجبر) یا طبیعتِ ناخودآگاه (فاعل بالطبع) نیست و توانایی انتخاب میان انجام دادن یا انجام ندادن یک کار را دارد.
در الهیات و تفکر اسلامی، این مفهوم هم در ساحت ربوبی و هم در ساحت انسانی بررسی میشود. خداوند به عنوان فاعل مختار مطلق شناخته میشود که ارادهاش محدود به هیچ عاملی نیست. از سوی دیگر، انسان نیز به عنوان فاعل مختار معرفی میشود تا مفهوم پاداش، کیفر، تکالیف دینی و مسئولیت اخلاقی معنا پیدا کند؛ هرچند اختیار انسان در طول اراده و مشیت الهی تبیین میشود.
درک این مفهوم مرز میان جبرگرایی مطلق و آزادی اراده را مشخص میسازد. بدون فرض گرفتن اصطلاح فاعل مختار، نظامهای حقوقی و اخلاقی کارکرد خود را از دست میدهند، چرا که بازخواست یا تحسین کسی که از خود ارادهای ندارد، از نظر عقلی منطقی نخواهد بود.