یعنی چه
در زبانشناسی به آواهایی گفته میشود که هنگام تولید آنها، جریان هوا بدون برخورد یا انسدادِ گرفتگیآور از گلو و دهان عبور میکند و تارآواها را به ارتعاش درمیآورد. این واژهها در اصطلاح علمی و رسمی، «واکه» یا «مصوت» نامیده میشوند و در زبان فارسی شامل ۶ آوا (سه کوتاه: -َ، -ِ، -ُ و سه بلند: آ، او، ای) هستند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [harfe sadā dār] است که از ترکیب واژهٔ عربیتبارِ حرف، واژهٔ صدا و پسوند دارندگی فارسی تشکیل شده است.
در جدول
در مسابقات جدولی، خود عبارت «حرف صدادار» دارای ۹ حرف است. با این حال، اگر به عنوان پرسش بیاید، پاسخهای متداول آن «مصوت» یا «واکه» (۴ حرفی) هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به این دسته از حروف و آواها Vowel گفته میشود که در مقابل حروف بیصدا یا Consonant قرار میگیرند.
به فارسی
معادلهای اصیل، علمی و مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این اصطلاح عامیانه، واژههای «واکه» و «مصوت» هستند.
نماد چیست
در الفبای آوانگاری بینالمللی (IPA) با نمادهایی مانند [æ], [e], [o], [ɒ], [u], [i] نشان داده میشود. در نگارش سنتی فارسی نیز نماد آنها همان اعرابگذاری (ـَـِـُ) برای واکههای کوتاه و حروف (آ، و، ی) برای واکههای بلند است.
جمعبندی و توضیح کامل حرف صدادار
اصطلاح «حرف صدادار» یک تعبیر عامیانه و غیررسمی در آموزش زبان است که در زبانشناسی مدرن و دستور زبان فارسی با نامهای علمی «واکه» یا «مصوت» شناخته میشود. این آواها نقشی کلیدی در ساختار هجاها دارند؛ چرا که هیچ هجایی در زبان فارسی بدون وجود یک واکه یا حرف صدادار شکل نمیگیرد. در زبان فارسی در مجموع ۶ واکه وجود دارد که به دو دستهٔ کوتاه و بلند تقسیم میشوند.
در مقابل این مفهوم، «حرف بیصدا» یا «همخوان» (Consonant) قرار دارد که تولید آن با انسداد یا تنگی مجرای گفتار همراه است. گرچه اصطلاح حرف صدادار در متون کهن یا علوم قرآنی به این شکل دقیق به کار نرفته، اما در علم تجوید و قرائت قرآن از مفاهیم همارز آن مانند «حروف مد و لین» یا «حروف علت» برای بیان قواعد کشش آواها استفاده میشود.