یعنی چه
این اصطلاح دو کاربرد اصلی دارد: در فلسفه قدیم و علمالنفس، نخستین قوه از حواس باطنی است که دادههای حواس پنجگانه ظاهری را دریافت و یکپارچه میکند. در کاربرد مدرن و عامیانه، به معنای عقل سلیم، شعور عمومی و توانایی قضاوت درست و عملی در موقعیتهای روزمره است.
تلفظ
این عبارت از دو واژه عربی تشکیل شده و به صورت کسر اضافه «حِسِّ» (با تشدید سین) و «مُشْتَرَک» (با ضم میم و فتح تاء و راء) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ طراحان برای قوه پذیرش حواس ظاهری یا مجمع حواس، واژه «حس مشترک» (۷ حرف) یا نام یونانی آن «بنطاسیا» است.
به انگلیسی
برای مفهوم مدرن و فهم عرفی از Common sense و برای مفهوم تخصصی فلسفه ارسطویی و سینوی از اصطلاح لاتین Sensus communis استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی عیناً ترکیب «الحس المشترک» در متون فلسفی ابنسینا و فارابی به کار میرود و برای معنای عام آن از الفطرة السلیمه نیز استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی این اصطلاح با توجه به سیاق متن شامل «عقل سلیم»، «شعور عمومی»، «درک عمومی»، «فهم بدیهی» و در متون کهن «مجمع حواس» یا «لوح نفس» است.
نماد چیست
در رسائل فلسفی قدیمی، حس مشترک به «حوضی» تشبیه شده که پنج جویبار (حواس ظاهری) به آن میریزند، یا «لوح سفیدی» که تصاویر حسی بر آن نقش میبندد. در مفهوم معاصر، نماد تعادل ذهن و فهم طبیعی انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل حس مشترک
عبارت «حس مشترک» یک اصطلاح ذوجنبه است که سیر تحول معنایی جالبی را طی کرده است. در ریشه اصلی خود که ترجمهای از واژه یونانی ارسطو (Koine Aisthesis) است، به عنوان یک اصطلاح تخصصی در فلسفه اسلامی و علمالنفس شناخته میشود. فلاسفهای چون ابنسینا آن را اولین قوه از حواس باطنی میدانستند که مانند یک حوض مرکزی، اطلاعات پراکنده چشم، گوش، پوست و دیگر حواس ظاهری را جمعآوری و یکپارچه میکند تا ذهن بتواند درک واحدی از یک موجود مادی داشته باشد.
از سوی دیگر، در زبان روزمره و تحت تأثیر ترجمه از زبانهای اروپایی، این واژه معنایی کاملاً کاربردی و اجتماعی یافته است. امروزه وقتی از حس مشترک صحبت میشود، منظور توانایی طبیعی انسانها برای قضاوت صحیح، منطقی و بدیهی در امور زندگی است که از آن به عقل سلیم یا شعور عمومی یاد میشود؛ نوعی از فهم که نیازی به آموزش پیچیده دانشگاهی ندارد و هر انسان عاقلی در شرایط عادی از آن برخوردار است.