یعنی چه
این ترکیب وصف حال فرد یا وضعیتی است که در آن علاوه بر از بین رفتن زحمات، تلاشها یا ویژگیهای مثبت (ضایع شدن)، آبرو و اعتبار فرد نیز به شدت دچار خدشه، ننگ و افشاگری شده است (مفتضح شدن). این واژه معمولاً برای سقوط ناگهانی جایگاه یا شکستهای بزرگ همراه با شرمساری به کار میرود.
تلفظ
تلفظ دقیق این ترکیب واژگانی به صورت «ظایِع و مُفتَذَح» است که در زبان فارسی حروف ض و ظ به صورت «ز» و حرف ص به صورت «س» تلفظ میشوند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «ضایع و مفتضح» دقیقاً ده حرف دارد و به عنوان معادل عباراتی چون «خراب و رسوا» یا «بیاعتبار و ننگین» به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی از ترکیبهایی استفاده میشود که همزمان معنای نابودی/اتلاف و رسوایی شدید را برسانند.
به عربی
از آنجا که هر دو واژه ریشه در زبان عربی دارند، ترکیب مستقیم آنها یا مشتقات هممعنیشان در زبان عربی برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و ترکیبی فارسی برای این عبارت شامل واژگانی چون خراب و رسوا، تباه و بدنام، بیاعتبار و ننگین، و در اصطلاحات عامیانهتر «کنف و بور شده» است.
جمعبندی و توضیح کامل ضایع و مفتضح
ترکیب واژگانی «ضایع و مفتضح» از دو کلمه با ریشه عربی تشکیل شده است. واژه اول یعنی «ضایع» از ریشه (ض ی ع) به معنای تباهشده، هدررفته و فاسد است و واژه دوم یعنی «مفتضح» از ریشه (ف ض ح) به معنی رسوا، بیآبرو و کسی است که عیوبش آشکار شده باشد. ترکیب این دو با هم، شدّت بالایی از شکست تلخ را نشان میدهد.
این عبارت در فرهنگ و ادبیات عامه نمادی از سقوط ناگهانی ابهت، شکست کاملِ همراه با شرمساری، و بر باد رفتن زحمات است. در کاربردهای قرآنی، اگرچه خود این ترکیب دقیقاً نیامده، اما افعال ریشهای آنها مانند «أَضَاعُوا» (ضایع کردند) و «تَفْضَحُونِ» (مرا رسوا نکنید) به چشم میخورد که نشاندهنده اصالت معنایی این واژگان است.