یعنی چه
دلیر گردیدن یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که در دو بافت معنایی به کار میرود؛ نخست در مفهوم مثبت به معنای دلاور شدن، با شهامت شدن و از حالت ترس به شجاعت درآمدن، و دوم در مفهوم منفی به معنای جسور شدن، جری شدن و گستاخ شدن بر کسی.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [دَ / لیر / گَر / دی / دَن] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای جدول با ۱۰ حرف «دلیر گردیدن» است و معادلهای دیگر آن شجاع شدن یا جسور شدن هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن از ترکیبهایی مانند to become brave برای معنای مثبت و to grow bold یا to become audacious برای معنای گستاخ شدن استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه عبارتند از: دلاور گشتن، بیباک شدن، بیپروا شدن، گستاخ شدن و چیره شدن. متضادهای آن نیز ترسیدن، جبون شدن و مرعوب شدن است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، دلیر شدن نماد تبدیل ترس به شجاعت، غلبه بر خوف و رشد اخلاقی است. در شعر پهلوانی و حماسی مانند شاهنامه، حیوان «شیر» به عنوان نماد بارز دلیری و دلیر گردیدن مطرح میشود. همچنین در بافت منفی، سعدی در گلستان میگوید: «چو نرمی کنی خصم گردد دلیر» که در اینجا نماد گستاخ شدن دشمن بر اثر سازش زیاد است.
جمعبندی و توضیح کامل دلیر گردیدن
عبارت «دلیر گردیدن» یک مصدر مرکب اصیل در زبان فارسی است که ریشه در پهلوی و زبانهای ایران باستان دارد. واژهٔ «دلیر» از فارسی میانه dilēr به معنی شجاع (مرتبط با ریشهٔ دل) و «گردیدن» از ریشهٔ باستان -wart به معنی تبدیل شدن و شدن شکل گرفته است. این ترکیب اصطلاحاً به معنای به شجاعت دست یافتن است.
نکتهٔ ظریف این واژه کاربرد دوگانهٔ آن در ادبیات فارسی است. در متون حماسی و اخلاقی، این کلمه بازتابدهندهٔ صفت پهلوانی، شجاعت، دلاوری و غلبه بر ترس است. در مقابل، در متون تعلیمی و اجتماعی، گاهی به معنای منفی یعنی گستاخ شدن، جری شدن و سرکشی کردن در برابر دیگران به کار میرود.