یعنی چه
واژه «حکمدار» به معنای دارنده حکم و فرمان است؛ یعنی کسی که بر مسند قدرت تکیه زده و حرف و دستور او فصلالخطاب است. این واژه به پادشاهان، حکام و هر کسی که مرجع اصلی تصمیمگیری و هدایت یک مجموعه یا کشور باشد، اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه از دو بخش «حُکْم» (با سکون کاف و میم) و پسوند فاعلی «دار» تشکیل شده است و به صورت سرهم تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه حکمدار به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «پادشاه»، «صاحب فرمان» یا «حاکم» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، از واژههایی که نشاندهنده قدرت مطلق یا مدیریت کلان سیاسی هستند برای ترجمه این کلمه استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل کلماتی است که به مقام اول مملکت یا دارنده قدرت برتر سیاسی و نظامی اشاره دارند.
در قرآن
خود واژه ترکیبی «حکمدار» به دلیل داشتن پسوند فارسی «دار» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اما ریشه عربی آن یعنی «حُکم» و مشتقاتی مانند «الحاکمین» بارها در آیات (مانند أَلَیْسَ اللَّهُ بِأَحْکَمِ الْحَاکِمِینَ) به کار رفته که به فرمانروایی و داوری مطلق خداوند اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل حکمدار
واژه «حکمدار» یک صفت فاعلی مرکب (عربی - فارسی) است که از ترکیب واژه عربی «حُکم» (به معنی فرمان و دستور) و بن مضارع فارسی «دار» (از مصدر داشتن) ساخته شده است. این واژه در لغت به معنای «دارنده حکم و صاحب فرمان» است و در پهنه زبان و ادبیات، به عنوان مترادفی برای پادشاه، سلطان، حاکم و فرمانروا به کار میرود. جالب اینجاست که این ترکیب عینا به زبان ترکی عثمانی نیز وارد شده و امروزه در ترکی استانبولی به صورت «hükümdar» به همان معنای پادشاه استفاده میشود.
در نمادشناسی و فرهنگ عامه، حکمدار مظهر اقتدار، مرجعیت تصمیمگیری، عدالت و گاه سیطره مطلق است. این کلمه در بازیهای سنتی مانند بازی کارت «حکم» نیز به فردی اشاره دارد که تعیینکننده خال برتر است و جریان بازی را هدایت میکند که خود نشان از نماد کنترل و رهبری این واژه دارد.
از نظر ساختار کلمهای، حکمدار واژهای ۶ حرفی است که در تقابل با واژههایی چون رعیت، محکوم و فرمانبر قرار میگیرد. ریشه این کلمه یعنی «ح ک م» در قرآن کریم نیز بر مفهوم داوری راستین و فرمانروایی مطلق الهی دلالت دارد.