یعنی چه
این واژه یک صفت مرکب کنایی در ادبیات عاشقانه فارسی است. عنبر ذقن به معشوق یا کسی اشاره دارد که چانه (ذقن) او بوی خوش عنبر میدهد، یا چانهای زیبا، لطیف و معطر دارد. در شعر کلاسیک، این اصطلاح برای توصیف کمال زیبایی و خوشبویی یار به کار میرفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «عَنبَر ذَقَن» (عَن بَر ذَ قَن) است که از دو جزء واژگانی عَنبَر و ذَقَن تشکیل شده است.
در جدول
در مسابقات جدول تقاطعی، پاسخ این کنایه ادبی دقیقاً واژه «عنبر ذقن» است که از ۷ حرف تشکیل میشود.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی، برای توصیف تحتاللفظی از ترکیب Amber-scented chin و برای انتقال مفهوم کنایی آن از اصطلاحاتی چون Sweet-scented beloved استفاده میشود.
به عربی
اگرچه اجزای این کلمه عربی هستند، اما این ترکیب ساختار زاییده ادبیات فارسی است. در عربی فصیح برای رساندن این معنا از عباراتی نظیر «معنبر الخد» یا «طیب الذقن» استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای روان و سره فارسی برای این ترکیب شامل واژههایی چون خوشبو، معطر، سمنبو و غالیهبو است که همگی بر رایحه خوش و دلپذیر معشوق دلالت دارند.
در قرآن
ترکیب وصفی کنایی «عنبر ذقن» در قرآن کریم وجود ندارد. واژه «عنبر» اصلاً در قرآن نیامده است، اما واژه «ذقن» به صورت جمع یعنی «الأذقان» (به معنی چانهها) در آیاتی مانند آیه ۱۰۹ سوره اسراء و آیه ۸ سوره یس به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل عنبر ذقن
واژه «عنبر ذقن» یک صفت مرکب و اصطلاح کنایی زیبا در شعر و ادبیات کلاسیک فارسی است. این ترکیب از دو واژه عربی «عنبر» (مادهای بسیار خوشبو و گرانبها) و «ذقن» (به معنی چانه یا زنخ) ساخته شده است، اما کاربرد استعاری آن کاملاً پرورده ذوق شاعران پارسیگوی است. این اصطلاح نمادی از زیبایی ظاهر، لطافت پوست و عطر دلپذیر معشوق به شمار میرود.
در متون کهن، از این کلمه برای تصویرسازی سیمای یار استفاده میشده است؛ به طوری که ابوالطیب مصعبی، شاعر قرن چهارم هجری، در شعر معروف خود میسراید: «شکرشکن است یا سخنگوی من است؟ / عنبرذقن است یا سمنبوی من است؟». این واژه در حل جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان یک کنایه ادبی هفتحرفی کاربرد دارد.