یعنی چه
این واژه دو کاربرد متفاوت دارد: در فارسی کهن (با تلفظ اَستو) به معنای هسته و استخوان سخت میوه (مانند خرما و زردآلو) است و همچنین نام قدیمی شهر قوچان (خبوشان) بوده است. در زبان عربی (با تلفظ اِستُو)، صیغه امر مفرد مذکر از فعل «استوی» و به معنای راست شو، برابر شو و استوار شو میباشد.
مترادف
متضاد
برای واژه فارسی به معنای هسته یا نام مکان، متضاد معنایی وجود ندارد و این متضادها به صورت مفهومی برای وجه عربی آن ذکر شدهاند.
جمله سازی
تلفظ
در زبان فارسی به صورت «اَستو» (Asto) تلفظ میشود که ریشه در واژه اوستایی استه دارد. در کاربرد عربی به صورت «اِستُو / اِسْتَوِ» (Estov / Estave) خوانده میشود.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
برگردان مستقیم این واژه در فارسی معیار امروز «هسته» (برای ریشه فارسی) و جمله امری «راست و برابر شو» (برای ریشه عربی) است.
جمعبندی و توضیح کامل استو
واژه «استو» از جمله کلماتی است که در دو زبان فارسی و عربی با ریشهها و معانی کاملاً مجزا شناخته میشود. در اصطلاح فارسی کهن، این کلمه دگرگونشدهٔ واژه «استه» است که برای اشاره به بخش سخت و استخوانی درون میوهها یا همان هسته به کار میرفته و در جغرافیای قدیم نیز نام دیوانی شهر قوچان بوده است.
از سوی دیگر، در ادبیات مذهبی و متون عربی، این واژه شکل دستوری و امری از فعل «استوی» (از ریشه سوی) است که مفهوم اعتدال، برابری، راست شدن و استقرار را افاده میکند. اگرچه خود این لفظ به طور مستقیم در قرآن نیامده، اما مشتقات ریشهای آن مانند «استوی علی العرش» کاربرد فراوانی در کتاب آسمانی دارد.