یعنی چه
کژار در زبان فارسی به عنوان یک واژه اصیل و کهن، منحصراً به بخش کالبدشناسی پرندگان یعنی همان چینهدان یا محل جمعآوری غذا پیش از هضم (ژاغر) اشاره دارد. در برخی از متون بسیار قدیمی نیز به عنوان ریشه فعلی (کژاریدن) به معنی پاره کردن و دریدن ثبت شده است.
تلفظ
این واژه به فتح کاف و سکون ژاء تلفظ میشود: کَژار.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «چینهدان مرغ» یا «ژاغر»، واژه ۴ حرفی «کژار» به کار میرود.
به انگلیسی
در واژگان زیستشناسی و کالبدشناسی انگلیسی، معادل دقیق معتلق به اندام ذخیره غذای پرندگان واژه Crop است.
به فارسی
معادلهای روان و شناختهشدهتر این واژه در زبان فارسی امروزی، کلماتی مانند چینهدان و ژاغر هستند که دقیقاً همان مفهوم زیستی را میرسانند.
در قرآن
واژه کژار کاملاً ریشه در زبان فارسی کهن دارد و در متن یا آیات قرآن مجید به کار نرفته است.
نماد چیست
کژار بار نمادین فرهنگی یا اسطورهای مستقلی ندارد؛ اما در ادبیات کلاسیک گاه به دلیل ظرفیت گنجایش چینهدان پرندگان، به عنوان استعارهای برای میزان طمع، ظرفیت یا حرص به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل کژار
واژه «کژار» از جمله کلمات اصیل، کهن و تا حدی فراموششده زبان فارسی است که در فرهنگهای لغت معتبری نظیر برهان قاطع، فرهنگ رشیدی، دهخدا و معین به ثبت رسیده است. معنی اصلی و کاربردی این واژه کژار به کالبدشناسی پرندگان برمیگردد و اشاره به «چینهدان»، «ژاغر» یا «حوصله» مرغ دارد؛ یعنی همان کیسهای که پرنده غذای خود را پیش از ورود به معده در آن ذخیره میکند.
برخی منابع غیرموثق ممکن است به اشتباه این کلمه را به دلیل شباهت ظاهری با صفت «کژ» (به معنی کج) همریشه بدانند، اما بررسیهای ریشهشناختی نشان میدهد که این انتساب نادرست است و کژار یک اصطلاح زیستی مستقل قدیمی است. همچنین در متون بسیار کهن، این واژه پتانسیل فعلی نیز داشته و از مصدر کژاریدن به معنای دریدن و پاره کردن استفاده میشده است.
امروزه این واژه کاربرد روزمره خود را از دست داده و جای خود را به واژه «چینهدان» داده است؛ با این حال، کژار همچنان به عنوان یک واژه اصیل چهار حرفی در ادبیات کلاسیک، اشعار توصیفی کهن و همچنین به عنوان یکی از کلمات کلیدی و چالشبرانگیز در طراحهای جدول کلمات متقاطع مورد استفاده قرار میگیرد.