تلفظ
این کلمه با کسر حرف اول (ظِ) تلفظ میشود و در زبان فارسی معمولاً به صورت زِلال شنیده میشود، هرچند از نظر املایی با ظاء نوشته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد، واژه Shadows برای سایههای ناشی از اجسام و Shades برای فضاهای سایهدار و خنک به کار میرود.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی و جمع مکسر «ظِلّ» است. در زبان عربی گاهی از واژه «فیء» نیز برای اشاره به سایه بعد از زوال خورشید استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، برای بیان مفهوم سایهها که معادل دقیق ظلال است، از واژه Gölgeler استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این کلمه شامل سایهها، پناهگاهها و هر آن چیزی است که مانع تابش مستقیم نور آفتاب شده و زیر خود ایجاد خنکی و آرامش کند.
در قرآن
کلمه ظلال در قرآن کاربردی دوگانه دارد؛ در آیاتی مانند «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ» به سایههای آرامشبخش و نعمتهای بهشت اشاره دارد و در آیاتی دیگر مانند «انْطَلِقُوا إِلَىٰ ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ» به سایههایی از دود سه شاخه جهنم تعبیر شده که هیچ خنکی و پناهی ندارند.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی، ظلال نماد امنیت، حمایت و سایه رحمت خداوند است. از سوی دیگر، در ادبیات عرفانی به دلیل ماهیت گذرا بودن سایه، به عنوان نمادی از مادیات و دنیای فانی در برابر نور مطلق (ذات الهی) به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل معنی کلمه ظلال
واژه ظلال یک کلمه اصیل عربی است که به عنوان جمع مکسر واژه «ظل» وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. معنای نخستین و لغوی آن «سایهها» و «سایهبانها» است و به هر چیزی اطلاق میشود که از تابش مستقیم آفتاب جلوگیری کرده و پناهی برای انسان یا اجسام ایجاد کند. ریشه سه حرفی این کلمه (ظ-ل-ل) مفاهیمی چون پوشاندن و قرار گرفتن در پناه را با خود به همراه دارد.
این واژه در قرآن کریم و متون ادبی کاربرد گستردهای دارد و با مفاهیمی همچون آرامش، رحمت الهی و آسایش بهشتی گره خورده است؛ هرچند در مواردی معدود برای توصیف تاریکی و عذاب نیز به کار میرود. در نگاه عرفانی نیز، ظلال به عنوان نمادی از جهان مادی و جلوههای ناپایدار آن در برابر نور حقیقت تعبیر میشود.