یعنی چه
واژه مقروح در لغت به معنای کسی یا عضوی است که جراحت و زخم دارد. این کلمه بیشتر در متون کهن، پزشکی سنتی و ادبیات برای اشاره به زخمهای عمیق، چرکی یا مزمن (مانند قرحه) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مَقْروح (مَ + قْ + روح) است که واژهای عربی و اسم مفعول میباشد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «زخمدار»، «زخمی»، «ریشبرآمده» یا «آبلهرسیده»، واژه ۵ حرفی «مقروح» قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، برای معادل پزشکی زخم عمیق از ulcerated و برای مفهوم عمومی زخمدار از wounded یا sore استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و دقیق فارسی برای این واژه شامل کلماتی مانند زخمدار، افگار و ریش (به معنی زخم) هستند. همچنین در زبان فارسی قدیم، واژه «خسته» نیز به معنی مجروح و زخمی به کار میرفته است.
در قرآن
خود صیغه و واژه «مقروح» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما اسم مصدر و ریشه آن یعنی «قَرْح» (به معنی زخم و جراحت) در آیه ۱۴۰ سوره مبارکه آلعمران آمده است: «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ» یعنی اگر به شما زخمی رسیده، به آن قوم نیز زخمی همانند آن رسیده است.
نماد چیست
این واژه نماد سمبلیک رسمی در فرهنگ عامه ندارد، اما در متون نظم و نثر ادبی، به عنوان استعاره و نمادی از دلِ جریحهدار، جامعه آسیبدیده و تحمل رنج و درد عمیق و ماندگار به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مقروح
واژه «مقروح» یک اسم مفعول مشتق از ریشه عربی «ق ر ح» است که وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این کلمه به طور دقیق به معنای زخمدار، جراحتدیده و به ویژه عضوی است که دچار زخمهای عمیق، چرکی یا مزمن پوستی (قرحه) شده باشد. اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در قرآن کریم ذکر نشده، اما ریشه آن به صورت «قرح» در ابیات و آیات قرآنی برای اشاره به جراحت جنگی استفاده شده است.
در کاربردهای جدولی و لغوی، این کلمه پنجحرفی همتراز با واژگانی چون مجروح، افگار و ریش قرار میگیرد. امروزه استفاده از آن در زبان محاورهای روزمره چندان رایج نیست و بیشتر در متون طب سنتی، ادبیات کلاسیک و اشعار قدیمی به چشم میخورد تا نمادی از درد، رنج عمیق و آسیبهای جسمی یا روحی باشد.