یعنی چه
باد شمردن در ادبیات کلاسیک فارسی یک مصدر مرکب کنایی است. این عبارت به معنای خوار داشتن، ناچیز دانستن و هیچ و پوچ تلقی کردن دسترنج، تلاش یا یک امر به کار میرود؛ همانطور که باد نمادی از بیثباتی و عدم اصالت مادی است، باد شمردن چیزی یعنی آن را فاقد ارزش و اعتبار دانستن.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [باد شُ مَ دَ نْ] در وزن فعولن است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، عبارت «باد شمردن» دقیقاً از ۸ حرف تشکیل شده است و به عنوان پاسخ کنایههای مربوط به بیارزش کردن یا ناچیز دانستن کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم کنایی از اصطلاحاتی استفاده میشود که بر بیارزش جلوه دادن یا نادیده گرفتن یک امر دلالت دارند.
به عربی
در زبان عربی واژگانی که مفهوم سبک مغز شمردن، کوچک انگاشتن یا خوار کردن یک پدیده یا عمل را میرسانند، نزدیکترین معادلها هستند.
به فارسی
معادلها و برگردانهای دقیق فارسی این اصطلاح شامل واژگانی چون خوار شمردن، سبک دانستن، ناچیز انگاشتن و کمارزش جلوه دادن است که همگی بار معنایی بیثباتی و پوچی را حمل میکنند.
نماد چیست
این عبارت نماد بارز فناپذیری، بیثباتی و زوال است. در فرهنگ ادبی، تشبیه دسترنج یا عمر به باد، نشاندهنده آن است که آن امر چقدر زودگذر، بیوزن و در معرض نابودی قرار گرفته است؛ چنانکه فردوسی میفرماید: «به ناکام باید به دشمن سپرد / همه رنج ما، باد باید شمرد».
جمعبندی و توضیح کامل باد شمردن
اصطلاح «باد شمردن» یک ترکیب کنایی و فصیح در زبان و ادبیات فارسی کلاسیک (بهویژه در شاهنامه فردوسی) است که برای توصیف شرایطی به کار میرود که در آن تمام تلاشها، رنجها یا ارزشهای یک فرد هیچ و پوچ انگاشته شده و از بین رفته فرض میشود. این تعبیر بر پایه ویژگی طبیعی باد یعنی بیوزنی، ناپایداری و عبور سریع شکل گرفته است.
این واژه اصالت کاملاً ایرانی داشته و ریشه در فارسی دری و پهلوی دارد. اگرچه در متون دینی مانند قرآن کریم به عنوان یک اصطلاح مستقیم سابقه ندارد، اما جایگاه مستحکمی در اشعار حماسی و عرفانی به عنوان نماد بیثباتی دنیا و کارهای بیثمر دارد. در کلیدواژههای جدول نیز گزینهای هشت حرفی و کاربردی برای مفهوم خوار داشتن است.