یعنی چه
این عبارت در اصل در گویش مازندرانی (طبری) به صورت «گاندِله بَوییَن» به کار میرود. واژه «گاندله» به معنی گرد، مدور یا گلوله شده است و «بَوییَن» به معنای شدن است. در مجموع این اصطلاح به حالت جمع شدن، کلاف شدن یا خویش را فراهم آوردن اشاره دارد.
تلفظ
در گویش بومی به صورت گاندِله بَوییَن تلفظ میشود که گاندله با کسره دال و لام، و بویین با فتح باء و واو مشدد خوانده میشود.
در جدول
در مسابقات جدول و سرگرمی، اگر به دنبال یک عبارت ۱۱ حرفی با مفهوم گرد شدن، کلاف شدن یا گلوله شدن در گویش مازندرانی هستید، پاسخ «گاندله بویین» است.
به انگلیسی
عبارات فوق دقیقترین معادلهای انگلیسی برای رساندن مفهوم جمع شدن و به شکل گلوله درآمدن هستند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای مفهوم کلاف شدن و به شکل گلوله درآوردن از این اصطلاحات استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق این اصطلاح مازندرانی در زبان فارسی معیار شامل واژههایی چون گردالو شدن، قلمبه شدن، حلقه زدن و انقباض و جمعشدگی برای حفاظت از خود است.
جمعبندی و توضیح کامل گاندله بویین
عبارت «گاندله بویین» که شکل اصیل بومی آن «گاندِله بَوییَن» است، یک اصطلاح و فعل ترکیبی در گویش مازندرانی (زبان طبری) محسوب میشود. واژه گاندله در این گویش به هر چیز گرد، مدور یا گلولهشده اطلاق میشود و بویین یا بوین معنای شدن را میدهد. ریشه این واژه به زبان پهلوی و زبانهای هندواروپایی بازمیگردد و با واژه «گندله» (گلوله فشرده شده مواد) در فارسی معیار همخانواده است.
این اصطلاح از نظر فرهنگی و کاربردی نماد جمعشدگی، کلاف شدن و حالت انقباضی است؛ مانند وضعیت جنین یا رفتار برخی حیوانات که هنگام احساس خطر خود را گرد و لوله میکنند تا از خود محافظت نمایند. از نظر معنایی نیز این واژه با مفهوم آیه اول سوره تکویر (إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ) به معنای درهم پیچیده شدن قرابت دارد.