یعنی چه
این واژه از ریشه عربی «ذوق» گرفته شده و در متون دینی و ادبی به معنای درک کردن، چشیدن یا مواجه شدن با پیامد و عقوبت یک عمل (به ویژه عذاب یا خسارت) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح فاء، فتح ذال همراه با الف کشیده، و سکون تاء به صورت «فَذَاقَتْ» است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات، در پاسخ به راهنمای «فعل قرآنی به معنی پس چشید»، کلمه ۵ حرفی «فذاقت» مد نظر است.
به عربی
این واژه خود یک فعل ساختاریافته عربی است. حرف «فـ» ابتدایی حرف عطف به معنای «پس» بوده و «ت» پایانی علامت تأنیت برای سوم شخص مفرد مؤنث است.
به فارسی
معادل مستقیم این فعل در زبان فارسی «پس چشید» یا «پس تجربه کرد» است که معمولاً در ترجمه متون اسلامی برای بیان چشیدن طعم عذاب یا فرجام کار استفاده میشود.
در قرآن
این کلمه به طور مشخص در آیه ۹ سوره مبارکه طلاق آمده است: «فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْرًا» که به چشیدن اثر ناگوار و فرجام زیانبار اعمال امتهای گذشته اشاره دارد.
نماد چیست
در بلاغت و تصویرسازی قرآنی، تعبیر «چشیدن» استعارهای قوی از ادراک کاملاً ملموس، واقعی و مستقیم پیامد رفتارهای انسان است و به عنوان نمادی از حتمی بودن تجسم عمل و کیفر شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل فذاقت
واژه «فذاقت» یک کلمه مستقل در زبان فارسی محسوب نمیشود، بلکه یک ساختار فعلی عربی (فعل ماضی، مفرد مؤنث غائب از ریشه ذوق) است که به دلیل کاربرد خاص و فصیح خود در قرآن کریم، به ادبیات دینی و متون کهن فارسی راه یافته است. معنای لغوی آن «پس چشید» است، اما در بافت متن کنایه از مواجه شدن با پیامد منفی، عذاب یا فرجام تلخ یک کار دارد.
از نظر صرفی، این کلمه از سه بخش حرف عطف «فـ» (به معنی پس)، فعل «ذاق» (چشید) و تاء تأنیت ساکن تشکیل شده است. همخانوادههای معروفی همچون ذوق، ذاق، مذاق و ذائقه در زبان فارسی کاربرد فراوان دارند. در جدول کلمات نیز این واژه به عنوان یک کلمه پنجحرفی قرآنی با مضمون چشیدن عاقبت عمل شناخته میشود.