یعنی چه
این عبارت در زبان فارسی به عنوان یک ترکیب وصفی و اصطلاح کنایی برای اشاره به فردی به کار میرود که دچار افت شنوایی یا کرّی خفیف است و صداهای آهسته یا معمولی را به خوبی متوجه نمیشود. در مفهوم مجازی نیز گاهی به کسی که در درک و دریافت سریع سخنان کند عمل میکند، اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت واژهبستِ صفت و موصوفی یعنی [گُوشِ سَـنْـگین] (gooshe sangin) روانه میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «کمشنوا یا گوش سنگین»، بسته به تعداد حروف، کلماتی نظیر گوش سنگین، گرانگوش یا ثقیلالسامعه قرار میگیرند.
به انگلیسی
برای بیان این حالت در زبان انگلیسی، اصطلاح رایج hard of hearing و در متون رسمیتر از اصطلاح فنی hearing-impaired استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح فصیح «ثقيل السمع» دقیقاً معادل پشتبهپشتِ گوش سنگین است و برای فرد کمشنوا به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای توصیف فردی با این ویژگی از ترکیب صفت و فعل Ağır işiten یا اصطلاح کنایی Kulağı ağır استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، گوش سنگین داشتن یا خود را به سنگینی گوش زدن، نماد و کنایه از غفلت، هوشیار نبودن، نشنیدن پند و اندرز بزرگان و بیاعتنایی عمدی یا سهوی به حقایق پیرامون است. همچنین در قرآن کریم، مفهوم سنگینی گوش (وَقْر) به عنوان نمادی از دلهای قفلشده و عدم پذیرش هدایت مطرح شده است.
جمعبندی و توضیح کامل گوش سنگین
عبارت «گوش سنگین» یک ترکیب وصفی کنایی و بسیار رایج در زبان فارسی است که در مرتبه اول به ضعف جسمانی در حواسی پنجگانه، یعنی کمشنوایی یا افت شنوایی خفیف اشاره دارد. واژههایی مانند گرانگوش و ثقیلالسامعه دقیقاً همپوشانی معنایی کامل با این اصطلاح دارند و کاربرد مادی آن را در محاوره و ادبیات پوشش میدهند.
در مرتبه دوم و از نگاه زیباشناسی زبان، این واژه بار استعاری و کنایی نیرومندی دارد. گوش سنگین در ادبیات به عنوان نمادی از غفلت، فرار از شنیدن حقیقت و بیتوجهی به پند و اندرز تجلی مییابد؛ به طوری که در متون دینی و قرآنی نیز مفهومِ واژه «وقر» (سنگینی در گوش) به عنوان حجابی بر گوشِ باطنِ غافلان و منکران توصیف شده است.