معنی
این واژه در زبان فارسی شکل تخفیفیافته و کهن از فعل امر یا مضارع التزامی دومشخص مفرد (بگریی) از مصدر «گریستن» است. همچنین در گویشهای محلی (مانند لکی و کردی) به عنوان فعل امر از مصدر گرفتن کاربرد دارد و در اصطلاح طایفهای، نام یکی از تیرههای ایل پاپی در لرستان و خوزستان است.
یعنی چه
در متون ادبیات کهن فارسی این کلمه به معنای «اشک بریز» یا «اندوهگین باش» به کار رفته است. در کاربرد قومشناسی و محلی نیز به معنای بزرگِ قبیله یا فرمانده کوچک به کار میرفته و در گویشهای غربی ایران به معنای «آن را بگیر» است.
مترادف
با توجه به ریشههای چندگانه، مترادفات آن در حالت فعلی شامل گریه کردن و در حالت گویشی شامل ستاندن و در اصطلاح تاریخی شامل کلانتر و بزرگ است.
متضاد
متضاد این واژه در معنای اول (گریستن) خندیدن و شادمانی است و در معنای دوم (گرفتن) رها کردن و بخشیدن میباشد.
جمله سازی
تلفظ
در حالت فعل امر از مصدر گریستن به صورت «بِگِری» (Begeri) یا «بِگْری» (Begri) تلفظ میشود. در حالت اسم خاص برای نام طایفه و منصب قبیلهای به صورت «بَگِری» (Bageri) قرائت میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «بگری» به عنوان پاسخ مستقیم برای طایفهای از ایل پاپی یا فعل امر از گریستن با تعداد ۴ حرف شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بگری
واژه «بگری» از جمله کلماتی است که در زبان فارسی اصالت معنایی مستقلی به عنوان اسم یا صفت اصیل در لغتنامههای مرجع (مانند دهخدا و معین) ندارد، بلکه کاربرد آن وابسته به ریشههای دستوری و گویشی گوناگون است. در ادبیات کهن فارسی، این واژه شکل تخفیفیافتهای از فعل مضارع التزامی یا امر دومشخص مفرد از مصدر «گریستن» به معنای گریه کنی یا اشک بریزی است.
از سوی دیگر، این واژه در گویشهای غرب کشور مانند لکی و کردی کاربردی کاملاً متفاوت دارد و به عنوان فعل امر از مصدر گرفتن، به معنای «بگیرش» یا «آن را دستگیر کن» استفاده میشود. علاوه بر این کاربردهای فعلی، بَگِری نام یکی از طوایف اصیل و شناختهشده ایل پاپی در مناطق لرستان و خوزستان است که در برخی منابع محلی معنای فرمانده یا بزرگ قبیله نیز برای آن ذکر شده است.