یعنی چه
غصهدار شدن به معنای دچار غم و اندوه شدن، مکدر شدن و حالت حزن روحی پیدا کردن است. در ریشهشناسی، غصه به معنای لقمه یا استخوانی است که در گلو گیر کند و راه نفس را ببندد؛ بنابراین غصهدار شدن مجازاً یعنی دچار اندوه شدیدی شدن که راه گلو (بغض) را میبندد.
تلفظ
این عبارت فعلی به صورت [غُصْ صِ دارْ شُ دَن] تلفظ میشود که «غصه» واژهای عربیالاصل با تشدید روی حرف صاد است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، عبارت «غصهدار شدن» دقیقاً دارای ۹ حرف است و با کلماتی نظیر غمگین شدن، محزون شدن یا اندوهگین شدن همپوشانی دارد.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای انگلیسی برای این مفهوم افعال عبارتی مربوط به حزن و اندوه هستند.
به عربی
ریشه خود کلمه غصه از عربی است اما فعل مرکب آن در عربی با افعالی نظیر حَزِنَ یا اِغْتَمَّ بیان میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات، غصهدار شدن با نمادهایی چون بغض گلوگیر، آه سرد، اشک، و چهره درهمکشیده شناخته میشود. در نمادهای مدرن و دیجیتال، ایموجیهای غمگین و گریان (😞 / 😢) و در طبیعت با ابرهای بارانزا و رنگهای تیره و خاکستری تصویر میشود.
جمعبندی و توضیح کامل غصه دار شدن
عبارت «غصهدار شدن» یک فعل مرکب فارسی-عربی است که از ترکیب واژه عربی «غُصّة» با اجزای فارسی تشکیل شده است. این واژه در اصل به معنای گیر کردن لقمه در گلو و بند آمدن راه نفس است که در سیر تحول معنایی، به اندوه شدید باطنی و احساس خفگی ناشی از بغض اطلاق شده است.
این عبارت حسی از گرفتگی دل، ملامت روحی و حزن را منتقل میکند که متضاد واژههایی چون شادمان شدن و مشعوف شدن است. گرچه خود این ترکیب فعلی در قرآن نیامده، اما ریشه آن (غصه) در قرآن به معنای طعام گلوگیر عذاب به کار رفته و مفهوم احساسی آن با واژه حزن پیوند خورده است.